2821
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

تهرانه خواهرت چند سالشه؟

نه عزیزم.مایکی از شهرای اصفهانیم.

اگه لباس بچه گانه👶👼 با کیفیت و قیمت مناسب 💃💃میخواین حتما حتما به آدرس اینستای  .Instagram.com/baby_clothes___baby سربزنین.کسایی ام که اینستا ندارن کانال تلگراممو سربزننbaby_clothes_baby 😊😊😊😍😍جنسام عالی ان قیمتام عالی تر.
خوشبحالت...من خیلی دوس دارم اینجوری بشه..بهش میگم لااقل تونتو بده مستاجر خودت ی خونه ای بگیرک اپارتم ...


وای آره خیلی سخته .. ای کاش خونشو بده مستاجر تو ساختمان شما یه واحد کرایه کنه

ما آبادانیا   
دقیقا کاش شوهره منم اینجوری بود.

نمیتونم بفهممچطور بعضی ها انقدر انسانن وبعضی ها...

اگه لباس بچه گانه👶👼 با کیفیت و قیمت مناسب 💃💃میخواین حتما حتما به آدرس اینستای  .Instagram.com/baby_clothes___baby سربزنین.کسایی ام که اینستا ندارن کانال تلگراممو سربزننbaby_clothes_baby 😊😊😊😍😍جنسام عالی ان قیمتام عالی تر.

[QUOTE=111154983]وای آره خیلی سخته .. ای کاش خونشو بده مستاجر تو ساختمان شما یه واحد کرایه کنه[/QUOT

راضی نمیشه..مامانم بنده ی خدا۶۶ سالشه خیلی دلم براش میسوزه..تا بوده یتیم داری کرده ماهارو بزرگ کرده اما کو هرکی سرش ب زندگیه خودش گرمه😔😔آخه دردموووو به کی بگم

واقعاااا..بخدا من هر روز زنگ میزنم هرروز‌.ولی اونا هیچی..مثلا من ۵شنبه جمعه میرم..بد میبنی ب خواهرم ...

اره منم دوتا بچه کوچیک و مدرسه ای دارم روزای جمعه میرم تا غروب،بهشون بگو یه سر نیم ساعته که چیزی نمیشه اونا که نزدیکن برن پیشش سر بزنن هر روز ولی زیاد واینسن

من خودم خیلی از دستشون حرص میخورم..بخاطره مامانم بایکی از خاهرام حرف نیمزنم..چون خیلی بیشعوره 

خدا اجرت بده.ی مریض داریم پیر زنه.ی پسرش ک ۵۰سالش هست احتمالا انقددددد بهش میرسه ادم چطوری با بچش حرف میزنه اونطوری انگار بچه کوچیکشه.میگم خدایا شکرت خوشبحالش چه توفیقی نصیبش شده دختراش نمیرسن این پوشکشو عوض میکنه

بخدا ظهرا شوهرم ناهار نمی اومد مامانم تنها بود دست و دلش نمیرفت غذا درست کنه همش چیزای حاضری و الکی میخورد من ظهرا قابلمه به دست میرفتم بماند که چقد اذیت میشدم تو گرما یا ظهرا خلوته موتوری اذیت میکردن دیگه شوهرم گفت اینجوری که نمیشه خدا رو صد مرتبه شکر آدم باید درک داشته باشه شاید روزی مادرشم تنها شد منم با جون و دل مادرشو پذیرا هستم

ما آبادانیا   
2790
2823
2791
2779
2792