خودمو جلوش قوی نشون دادم اما از داخل داشتم کم کم اب میشدم میسوختم اخه مگه میشه من تو این مدت کارایی کردم که زنش براش نکرده بود جوری رفتار کردم که زنش نکرده بود انقد بهم توهین کردن تو این مدت من سکوت کردم بهم تهمت زدن سکوت کردم تهدیدم کردن اسید میپاشن روم بازم من سکوت کردم بخاطر اینکه دوسش داشتم ولی هیچ وقت باور نمیکردم که اینجوری راحت از من بگذره و بره جایی که زنی زندگی میکنه که همه بلایی سر خودش و خانواده اش اورده