همسرم همیشه سر کاره.ساعت هفت صبح میره تا ساعت شش عصر.گاهی اوقات شب هم میره تا ساعت دو شب.البته شنبه تا چهار شنبه منم همکارشم و پیش همیم صبح تا ظهر.اما من پنج شنبه ها و روزای تعطیل خونه م و یا با دخترم میریم تفریح اما همسرم سرکارن.حتی عید نوروز هم سرکار بود.خیلی دلم واسش تنگ میشه.بعضی وقتا که با دخترم بیرونیم نگاه میکنم به خانواده هایی که با هم اومدن خرید و اینا میگم کاش همسر منم میتونست بیاد باهامون.
هروقت به این چیزا فکرمیکنی به من و امثال من فکرکن که یک هفته بعد عروسی همسرم رفت مرز و من تو اوج جوونی تنها و تو شهرخودم غریب.بیرون میرم فکربه همونایی که گفتی و زوج های جوان و دست تو دست هم.....
بده مگه؟همیشه سعی کن از زندگیت لذت ببری.داشتنه همسر فقط یه انتخاب واسه دخترای مستقل امروزیه نه فرصت.هروقت موقع ش باشه خدا خودش بهترینشو سر راحت قرار میده