عزیزم الان ناراحتی برات سمه بفکر کوچولوت باش برادرت هم خدایی داره اگه جاریت این حرفو زده باشه مطمنم ...
امیدوارم عزیز دلم چون دلم خیلی شکست که برادر مظلوممنو مسخره کردن آتیش گرفتم به گسی که این همه خوبی کردم بخواد این حرفو بزنه فقط سپردمش به سید الشهدا دشمنی هم که با بچم داره رو سپردم به علی اصغر
من جاریم اوایل عقدم با پدر شوهرم اینا دعواش شد بعد پیام درد ودل برام فرستاد آخرشم نوشته بود خوشحالم که حالا کسی دارم باهاش حرف بزنم همه وپیامش بدگویی خانواده شوهر بود من اصلا جواب پیامش ندادم وپاک کردم دیگه نه هیچ وقت اون زنگ زد وپیام داد نه من الانم خونمون روبه روهم شیش ماه یه بار شاید خونه هم بریم یا خونه مادرشوهرم هم ببینیم بهد ازونم فهمیدم خیلی دروغ گو ودرو وخدارو شکر کردم در اون لحظه عقلم کار کرد ویه عمر خودم بدبخت نکردم
لطفا لایک نکن ممنونبراخوشبخت شدن و رسیدن به آرزوهام یه صلوات میفرستیاللهم صلی علی محمد و آل محمد
من اولیل لزدواج زیاد باخواهر شوهرم حرف میزدم ... زبونش خیلی تیزه .. اوایل خیلی ب خودم تیکه مینداخت جوابشو نمیدادم ... کلن آدمی نیستم دنبال شر باشم میخواستم خیر سرم بحثو کش ندم، شوهرم کلی نصیحتم کرده بودک با خونوادش خوب باشم ... چنبار حرفایی میزد ک قشنگ دل آدمو میشکنه ... بعد ی مدت دیدم خیلی داره پر رو میشه و داره ب اعضای خونوادمم توهین میکنه منم با اینکه خیلی ولسم سخت بود شروع کردم ضایش میکردم ... انقد ادامه دادم تا جایی ک منو می دید هول می شد و صداش میلرزید ...ی جوری بود ک از خودم بدم میومد ... میگفتم تو کی انقد بدجنس بودی ... اما چاره نداشتم ... الان دیگه خیلی بیشتر احتراممو داره... منم زیاد کاری ب کارش ندارم