2777
2789

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

بله خیلی

لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده    عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده

اره بچه ک بودم هروق مریض میشدمو میخاستن ببرنم دکتر حس میکردم الان آمپول میده بم😐 و واقعا میداد😐🥴

But the beat goes on: da-da-dom, da-dom, dah-dah, dah-dah***تو فقط دلت بخاد ی روزی مال هم بشیم❤❤التماسش به خدا، حاجت و نذرش با من❤❤.....های✋ مای نِیم ایز : ها؟؟🤔 مای نِیم ایز : وات؟؟🤔 مای نِیم ایز : عااااادلهههههه😎😒های کیدز🤚☺دو یو لایک وایلنس؟؟😀😀😐...آهای خوشگل عاشق °°° آهای عمر دقایق °°° آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق😍🎆...I have died everyday waiting for you...Darling don't be afraid... I have loved you for a thousand years... I'll love you for a thousand more❤❤... Tut elimden beni çok sev... Kimseye ‌verme... Seveceksen ömürlük sev... Bir günlük sevme❤❤... ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن😍😍ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من❤❤❤❤

مثلا همیشه فکر می کردم یه اتفاقای خاصی میفته و افتاده

یا میگفتم این ادم این کار می کنه

وقتی قراره کسیو تو خیابون ببینم

یا کسی بیاد خونمون

این کاربری دست پونصد شونصد نفر است.  

من هركاري بخوام انجام بدم، دلم رضا نباشه، تهش خراب ميشه

برعكسشو نداشتم! يعني حس خوب داشته باشم، خوب پيش بره

بارها پيش اومد خواستم جايي برم و كاري انجام بدم، يهو حسش نبود يا ناخوداگاه مخالفت كردم!!!!! بعدا فهميدم چه خوب شد نرفتم


آدم های منفی به پیچ و خم جاده می اندیشند و آدم های مثبت به زیبایی های طول جاده… عاقبت هر دو ممکن است به مقصد برسند، اما یکی با حسرت و دیگری با لذت!

زیاد 

وقتی کلاس ششم بودم یه روز امتحان ریاضی داشتبم قبل از اینکه برم مدرسه ی حسی بم گفت خانم اسم زرنگارو میخونه و میگه نمیخواد امتحان بدن و همینطور شد خیلی تعجب کردم😐

میخندمو دلگیرمو میبینمو میمیرمو از این دنیا بیزارمبیزارمو بیطاقتم بیتابی شد عادتم آروم آروم میبارم                                                          ******            *******          *******          زخمای این زمونه بیرحمه کسی درداتو نه نمیفهمهواسه اونی که بیشتر فهمید دیگه آروم شدن فقط وهمه , فقط وهمه          

حسی بهش نداشتم و اصلا بهش فکرنمیکردم اون راه دور زندگی میکرد 

اما گاهی حس میکردم توی همین خیابونی که گذشتم بوده و توی همین شهره... 

و بعد متوجه میشدم گاهی  12 ساعت توی راه بود و سرگردون می اومد توی خیابونای شهرم راه میرفت شاید اتفاقی منو ببینه و بعد دوباره برمیگشت

2790
2778
2791
2779
2792