من با بابام خییلی صمیمی بودم...دفه اول که پریود شدم اونموقع هم ایدز تازه دراومده بود
من گفتم ۱۰۰ درصد ایدز گرفتم...هی با حسرت به همه نگا میکردم انگار دفه اخرمه😥😥😥
بعد رفتم با دوستم درمیون گذاشتم اون عین من خنگ بود🥴🥴🥴
برگشت اصرار که توروخدا برو به خونواده بگو ببرنت دکتر
منم بابا از اون خجالتیای درجه یکه...یه بار که هیشکی خونه نبود رفتم به بابام گفتم بابا من مریضم دارم میمیرم...گف چرا چی شده؟گفتم تازگیا میرم دسشویی ازم خون میاد😱😱😱
دیگه ندیدم بابارو داش میرف با صدایی خییلی ضعییف گف به مامانت بگو...یعنی عرق کرده بودااا🤣🤣🤣
به مامانم گفتم داش غش میکرد از خنده هی میگف چی کشیدی مررد😂😂😂