2777
2789
عنوان

شب شعر (تایپیک هنری)

| مشاهده متن کامل بحث + 438 بازدید | 119 پست

اسمشو تقدیر نذار جدایی تقصیر تو بود

همیشه یکی کم میاره این دفعه نوبت تو بود

اگه دوباره دیدمت شرمنده از خودت نباش

زندگی اینه عزیزم یکی میره یکی میاد

واسه همینه بعد تو به کسی دل ندادم

آره به قول تو من یه احمق ساده ام

زود باورم میشه وقتی هرکی هرچی میگه

خوب ولی بدون میگذره این روزا یه روزی که

تقاص قلب خورد منو پس میدی یه جوری که

دنبالم میگردی اما منو نمی بینی دیگه

من به یه جایی می رسم که واسه

لحظه دیدنم باید سر و دست بشکنی

میخوای از نو شروع کنیم من توی قله هام

ولی متاسفم عزیزم نمی تونم

همونlia73 سابقم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

این شعر یکی از قشنگترین شعراییه که تو زندگیم شنیدم کاملشو بخون تا مفهومش برات روشن بشه دی خیال تو ...

چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو

 درد بی‌حد بنگر بهر خدا هیچ مگو

 دل پرخون بنگر چشم چو جیحون بنگر

 هر چه بینی بگذر چون و چرا هیچ مگو

 دی خیال تو بیامد به در خانه دل

 در بزد گفت بیا در بگشا هیچ مگو

 دست خود را بگزیدم که فغان از غم تو

 گفت من آن توام دست مخا هیچ مگو

 تو چو سرنای منی بی‌لب من ناله مکن

 تا چو چنگت ننوازم ز نوا هیچ مگو

 گفتم این جان مرا گرد جهان چند کشی

 گفت هر جا که کشم زود بیا هیچ مگو 

گفتم ار هیچ نگویم تو روا می‌داری

 آتشی گردی و گویی که درآ هیچ مگو 

همچو گل خنده زد و گفت درآ تا بینی 

همه آتش سمن و برگ و گیا هیچ مگو

 همه آتش گل گویا شد و با ما می‌گفت

 جز ز لطف و کرم دلبر ما هیچ مگو

خیال دیدنِ رویت کند دل را چراغانی...
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه‌ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب‌هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!


ای که کوچه معشوقه ما میگذری من هم از کوچه معشوقه ی تو میگذرم!!    

باید میگفت حالاک من از کوچه ی معشوقه تو میگذرم تو هم باید از کوچه معشوقه من بگذری 😂

سرشار از اضطراب اینده 🖤🙃
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز