اره فک میکردم اینجوری همه چیز درس میشه.اگه باهاش میموندم راه سختی پیش رو داشتم اما ارزششو داشت.کلی از راهو رفته بودما اما انگار دیگه جونی واسم نمونده بود واسه جنگیدن اونجور که نباید تحقیر شدم کتکایی که به اسب بزنی از پا درمیاد خورده بودم گرسنگی و تشنگی کشیده بودم زندانی شده بودم اما اون هیچ کدوم از اینارو نمیدونست😢😢ای کاش بیشتر میجنگیدم