2777
2789
عنوان

متاهلا

| مشاهده متن کامل بحث + 1907 بازدید | 159 پست
زمان مجردی میرفتم  یه دوره طولانی هم دارو مصرف میکردم  الان خیلی بهترم  ولی احساس ...

عزیزم  سواد روان شناس ت خیلی موثرهه          با هر مشاوری به نتیجه نمیرسی  
اگر تهران هستی  می تونم یه مشاور عالی بهت معرفی کنم   که حتما می تونه درمان ت کنه    
در ضمن برای شوهرت هم دلت نسوزه   مگه مقصر تو بودی یه اتفاق بوده که پیش اومده و تو خودت هم قربانی هستی
باز هم توصیه اکید می کنم مشاوره رو شروع کن و ادامه بده

اطلاعاتی هرچند محدود در مورد مسائل روان شناسی دارم   در همون حد اگر کمکی از دستم بربیاد دریغ نخواهم کرد

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم  سواد روان شناس ت خیلی موثرهه          با هر مشاوری به نتیجه نمی ...


الان حالم بهتره فقط بخاطر بارداری دیگه دارو نمیخورم خب طبیعیه با اون داروها اروم میشدم الان همین میزان کم بهم ریختگیم بخاطر قطع یکبار داروهاست خودم سر خود بخاطر بچه دیگه نخوردم 

اگه نمیدیدمش اینجوری نمیشدم 

مشکلم اینه فامیله مدام جلوی چشممه 

وقتی میبینمش دردای اون ماجرا میاد سراغم

اگه اون اتفاق یبار بود شاید میشد فراموش کرد 

اما.....

خیلی سخته تا بخوام‌اون حجم از زجر رو کامل فراموش کنم 

لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم 
الان حالم بهتره فقط بخاطر بارداری دیگه دارو نمیخورم خب طبیعیه با اون داروها اروم میشدم الان همین میز ...

عزیزم       برات درخواست دوستی فرستادم            شاید بهتر باشه با هم صحبت کنیم
واقعا بابت اون جریاناتی که برات اتفاق افتاده متاسفم

اطلاعاتی هرچند محدود در مورد مسائل روان شناسی دارم   در همون حد اگر کمکی از دستم بربیاد دریغ نخواهم کرد
منم همین کارو کردم آخه وقتی هرچی واستی اون معلومه آینده ای نداره چرا باید صبر کنم من دوسش نداشتم ...

از اول بهش میگفتی تو آینده ای نداری برو رد کارت نه اینکه یه مدت باشی بعد یهو... 

خدا گر ز حکمت ببندد دری /ز رحمت زند قفل محکم تری 
از اول بهش میگفتی تو آینده ای نداری برو رد کارت نه اینکه یه مدت باشی بعد یهو... 

هزار بار بهش گفتم 

ولم نمی‌کرد خب

حتی من رفتم با یکی دیگه شاید ولم کنه رفت با اونم دعوا کرد و داشت جنجال راه مینداخت

من دانشگامو عوض کردم و شما مم عوض کردم بازم اومد پیدام کرد ولی من دیگه ازدواج کرده بودم

اره یه پسر ۹ ماهم دارم ۱۸ سالمه هنوزم بفکرشم خیلی میبینمش وای دلم‌ میگیره دلم براش تنگ شده خیلییییی

دیگه بهش فکر نکن فراموشش کن دعا کن خوشبخت بشه 

اگه دوست داشتی بگو چی شد ک بهم نرسیدید

خدا گر ز حکمت ببندد دری /ز رحمت زند قفل محکم تری 
دیگه بهش فکر نکن فراموشش کن دعا کن خوشبخت بشه  اگه دوست داشتی بگو چی شد ک بهم نرسیدید

خانواده من میگفتن ازت خیلی بزرگتره 

بدرد نمیخوره 

از این حرفا دوبار اومد جواب رد دادن 

دلم براش تنگ میشه

همسایمون بود

الان میرم خونه مادرم میبینمش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز