آسمان چشم اوآیینه کیست...آنکه چون آیینه بامن روبه روبود...دردونفرین دردونفرین برسفرباد...سرنوشت این جدایی دست اوبود........آه....گریه نکن که سرنوشت گرمراازتوجداکرد...عاقبت دلهایمان باغم هم آشناکرد.....
مادر شوهر من وقتی زایمان کردم اومد خونمون به خدا اصلا نگاه به نوه ش نکرد فقط اومد به من گفت خرما اوردم بخور تا۴۰روز تا حداقل بچه بعدیت پسر باشه...هنوز هم که۱۸ ماهه اصلا نگاش نمیکنه....😟😟
ببین کلا قدیمیا پسر دوست هستن ته ته قلبشون،دختر منم اولین نوه ی بابامه،هنوز نیومده عاشقشه....کلا ما سه تا خواهر رو خیلی راحت گذاشته کنار میگه من فقط ی دختر دارم اونم نوه ام هس خخخخخ....مطمن باش عاشقش میشن حالا وایسا
دختر قشنگم بهونه زندگی منو بابایی خوش اومدی ب زندگیمون،خدایا مواظب عشقم و دخترم باش