تازہ اینا کہ چیزی نیست خواھرشوھرمینا ھمشون رژیم پسر میگیرند،منم یبار ازشون پرسیدم ادم چی بخورہ دختر دار میشہ چون بلد بودن پرسیدم،نمیدونین چہ حرفایی پشتم زدن کہ ارہ این دارہ بہ ما تیکہ میندازہ یعنی من پسر زام باید رژیم بگیرم دخترم شہ،😐🙁🙁
وایییی خوشبحالت دوقلو داری عزیزم این سعادتو خدا ب هرکسی نمیده بخدا بزار هرکی هرچی میگه بگه
تاپیکامو بخونی متوجه میشی ..ما یدفعه شدیم ۵نفر تو روم جاریام برگشتن گفتن که باید وام بگیریم شما رو دعوت کنیم مهمونی شما زیادین .به خدا دلم خیلی شکست .هیچ وقت نمیبخشمشون ..من به تنهایی به سه تا بچه میرسیدم اون موقعه ها که دخترام نوزاد بودن به خدا قسم شاید درطول شب و روز من فقط یه ساعت میخوابیدم .یا شاید ۱۰روزنمی تونستم بر حموم چون مادرشوهرم که بهم سر نمیزد شوهرمم که کارش سنگینه وقت نمیکرد مادرم اینا که شهر دیگه هستن ...فک کن تو این اوضاع جاری بیشعورممیمود خونمون .هر حرفی از دهنش در میومد میگفت و دل منو میشکست و میرفت ...خدا لعنتش کنه من که نمیبخشمش 😢
تاپیکامو بخونی متوجه میشی ..ما یدفعه شدیم ۵نفر تو روم جاریام برگشتن گفتن که باید وام بگیریم شما رو د ...
عزیزم خدا هیچ کاریو بی جواب نمیزاره مطمئن باش قربونت بشم،ایشالا بچه هات بزرگ شدن دیگه احتیاجی ب کسی نداری بهت قول میدم غصه نخور فداتشم خدا خیلی بزرگه واونجوری نیس ک ببینه وبگذره مطمئن باش جوابشونو میده
باز تو خوبی جاری من دوتا دختر داشت دوتا ھم دوقلو بدنیا اورد بیچارہ دوسہ بار اومد خونہ ی مادرشوھرمینا ...
خیلی سخته ..درکش میکنم ..من قبل دوقلوها همش خونه جاریام بودم چون باهم خیلی جور بودیم تا دخترام دنیا اومدن اخلاقشون زمین تا اسمون تغییر کرد .منم دیگه نرفتم مگر اینکه خودشون دعوتم کنن ..خونه مادرشوهرمم همچینین ..وقتی میگن چرا نمیایی میگم گرفتارم وقت نمیکنم 😕