خلی داغونم دیگه خستم ازاینکه هرمادری رو میبینمباخودم میگم خوشبحالش ک انتظار بچه رونکشیده ازاینکه زود طعم مادرشدنو چشیده وقتی به بچش نگاه میکنم تمام غمای عالم میاد تودلم.مادرشوهرم ازمکه اومده واسه بچه نداشتم لباس نوزادی اورده ک به حرما تبرکش کرده شوهرم وقتی لباسو دیدیه جوری شد.اومدم خونه کلی گریه کردم
دعام کنید تواین شبای عزیز😭😭