میگم شوهرم کلا باخونوادش رفتارش سرد بود
حالا یه مدته که شوهره خواهرشوهرم زندانه شوهرم زیاد باخواهرشه
کلی صمیمی شدن باهم جیک و پوک شون یکی شده
حرفای پنهانی میزنن
یهو باهم جیم میشن میپرسمم نمیگه کجا رفتن
خواهرشم میاد میگه الی نمیدونی که علی چیکار میکررررررد بد میخندن
میاد میگه علی فلان چیز خرید فلان جا برد این کارو کرد
وای خدا یعنی منم کفری میشممممم شدید
اونیکی خواهرشم باهاشونه دوسه روزه
اونم انقد حرف میاد میگه که علی فلان علی بهمان بعد میخندن
حرصم میگیره
شوهرم جوری بود ک حتی میخواست بره از سوپری سرخیابون وسایل بخره باهم میرفتیم حالا اصن نمیگه بیا بریم منم میگم بیام میگه زود برمیگردیم چ کاریه
یکم پیش حرف گف بهم یهو خواستم بگم برو به همونایی بگو که باهاشون پنهنون کاری میکنی بعد گفتم نگم شاید من زیاد حساس شدم
من حق دارم ناراحت بشم یاالکی زیاد حساس شدم؟؟؟🤔🤔