2777
2789
عنوان

شوهرم

308 بازدید | 23 پست

میگم شوهرم کلا باخونوادش رفتارش سرد بود

حالا یه مدته که شوهره خواهرشوهرم زندانه شوهرم زیاد باخواهرشه

کلی صمیمی شدن باهم جیک و پوک شون یکی شده

حرفای پنهانی میزنن 

یهو باهم جیم میشن میپرسمم نمیگه کجا رفتن

خواهرشم میاد میگه الی نمیدونی که علی چیکار میکررررررد بد میخندن

میاد میگه علی فلان چیز خرید فلان جا برد این کارو کرد 

وای خدا یعنی منم کفری میشممممم شدید

اونیکی خواهرشم باهاشونه دوسه روزه 

اونم انقد حرف میاد میگه که علی فلان علی بهمان بعد میخندن 

حرصم میگیره

شوهرم جوری بود ک حتی میخواست بره از سوپری سرخیابون وسایل بخره باهم میرفتیم حالا اصن نمیگه بیا بریم منم میگم بیام میگه زود برمیگردیم چ کاریه 

یکم پیش حرف گف بهم یهو خواستم بگم برو به همونایی بگو که باهاشون پنهنون کاری میکنی بعد گفتم نگم شاید من زیاد حساس شدم 

من حق دارم ناراحت بشم یاالکی زیاد حساس شدم؟؟؟🤔🤔

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عذر که میگم ولی آقا رو به انگلیسی آگانوشتی.،.بعدش نه حساس نیستی..کار . اونا بد وعجیبه

خدایا!ای محبوب من..به همه کسانی که به تو ایمان راسخ دارند آرامشی از جنس مصلحتت عطا فرما..

راحت یه بار سر حوصله بگو عزیزم مشگلی پیش اومده احساس میکنم چند روزه با من راحت نیستی اگه مشگلی هست بگو من این طوری ناراحت میشم   اگه مشگلی هست دوست دارم کنارت باشم بهش نگو برو به همونا بگو چون بحثتون بالا میگیره کشیده میشه طرف اونا 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792