سلام بچه ها من یکسال با کسی تو رابطه ام از اولم قصدمون ازدواج بود ، خلاصه عید مادرش اینا اومدن و پسندیدن ولی خیلی سخت گیر هستن خیلی اذیت شدیم همش بهونه آوردن و اینا حالا خدا رو شکر راضی شدن بیان خواستگاری ، ولی خواستگارم میگه پدرم حتما تو رو امتحان میکنه که مثلا حاضری بیایی با ما زندگی کنی چون خونشون بزرگه البته بگم این اتفاق خیلی بعیده ولی حتما میپرسه که ببینه من تا چه حدی پسرش رو میخوام اینا ...به نظرتون من چه جوابی بدم بگم آره بگم نه چی بگم واقعا موندم
بگو ما خونمون مستقل باشه یا یکی فرقی نمیکنه مهم اینه که زیر سایه شماییم.اگرم شرایط طوری بشه که مجبور بشیم تو یه خونه زندگی کنیم چرا که نه شما هم عین پدر و مادر خودم
زنداداش من دقیقا همین حرفو زد و یادمه چقدر با این حرفش به دل هممون مخصوصا پدر و مادرم و برادر سختگیرم نشست
من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بیبی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنسها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊
همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بستهبندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.
در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بیبی لایف سفارش میدم 💜👶🏻
من میگم نه ولی خواستم صریح نگم یه جورایی جوابی که میدم انقدر منطقی باشه که اونم ادامه نده
مثلا چه جوابی میدی؟؟ من صریحا و قاطع میگم نه...استقلال خودمو با هیچ چیزی عوض نمیکنم..شماباید طاقچه بالا بذاری برا پسر..حالا برعکس شده؟؟؟! خواهشا انقدر خودتو دست پایین نگیر
اره پسر خوبی هر چی هست رو خودش بهم میگه میگه یه جواب خوب آماده کن چون میخوان مطمئن بشن ما هم رو همه ...
توچرا از بابات نمیخوای اون پسر رو امتحان کنه؟؟! اتفاقا همین سوالو بگو بابات بپرسه که اگه یه روزی به مشکلی برخوردی حاضری یکم به خودت بیشتر سختی بدی کار کنی یا میری خونه پدر و مادرت؟
سلام استارتر بگو هر چی بزرگترا میدونن دختر خاله من عاشق پسری شد خونواده پسر بهش گفتن راضی بیای خونه ما باهم زندگی کنیم پسره هم گفته بود بگو اره کیه که بره دختر خالم گفت بله بعد عقد باباش گیر داد عروسیو ول کنید خونم که دارید گفت یعنی چی باباش گفت قرار گزاشتیم باهم پسره ام دید گرونیه گفت حالا قبول کن درست میشه الان چند سال همین شرایط و اون بیچاره زیر سلطه مادرشوهر