هربار اومدم با یه پسری آشنا بشم، یه جورایی انگار واسه نگه داشتن اون رابطه (از اونجایی که همه میگن آدم سختگیریم) مجبور بودم عقل و منطقم رو زوری زوری بیارم پایین و یه چیزایی رو با اینکه میفهمیدم انکار کنم...
مثلا طرف هنوز هیچی نشده اومده میگه ما خیلی شبیه همیم!!! آخه نکبت تو دیت اول از کجا فهمیدی؟ 😐 (اینو فامیل معرفی کرده بودن بهم) هی اصرار میکنه ما هردو احساسی هستیم.. فکر کرده یارو چون من دخترم خیلی احساسیم ولی خبر نداره برعکسه (یعنی منطقیم، احساسم کمتره)
یکی دیگه بود دم به دیقه پیام میداد.. بخدا خسته میشدم ازش میگفتم مثلا برم شام بخورم بیام (الکی که فقط دو دیقه ولم کنه) یه ربع بعد پیام میداد شام خوردی؟ پیگیر بودا!!!!
یا اونیکی دانشجو دانشگاه شریفه بورسیه گرفته واسه کانادا، حالا دیگه خدارو بنده نیست! فکر میکنه کار دنیا بدون این لنگ میمونه و بشریت بهش نیاز دارنو باید خودشون رو مدیونش بدونن!!!!
حالا شما بگید من سخت گیرم؟ یا اینا هرکدوم یه چیزیشون میشه؟