2777
2789
عنوان

سلام خدا

56 بازدید | 8 پست

سلام خدا کاش حکمت اینکه دوتا سقط داشتم رو بهم بگی من دیگه مغزم نمیکشه 

با اون همه دعا نذر نیاز از اول بارداری چقد چله زیارت خوندم 

دیگه حس میکنم اعتقاد ندارم به دعا 

فقط باید خودت بخوای وقتی نمیخوای دعای و زیارت قرآن کارساز نیست 

اخه چرا نمیخوای بچه منم سالم باشه قلبش بزنه تا آخر چجوری دلت میاد قلبش وایسه اخه 

 🎀اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🎀 خدایا هیچی فقط دوتا سقط داشتم.... راضیم به رضای خودت خدای مهربونم توکل به خودت (مرداد98) 🎀2 سال از نوشته سبز رنگم میگذره خدای مهربونم خدای بزرگ کاش اونموقع ها که گله میکردم از رحمتت و عظمتت ناامید نمی‌شدم ولی شکرت که سریع به خودم اومدم و همیشه شکرگذار حکمتت بودم و تمام تلاشمو کردم  همه راه هارو رفتم و دیگه باقی کارو سپردم بخودت فقط خودت گفتم خدایا من همه کار کردم دیگه خودت هرچی صلاح میدونی همون بشه هرچیییی خودت میخوای خدای خوبم من دیگه همه جوره تلاش کردم حالا منتظرم ببینم تو چی میگی... میدونی تو بهم چی گفتی؟ گفتی بنده من حالا که سپردی بهم خوشحالت میکنم.... آره خدای مهربون خوشحالم کردی نتیجه زحمات و تلاشم و همه حسرت های تو دلمو و همه همه همه رو دادی بهم آخه من گفته بودم هرچی خودت بخوای تو هم واسم خوبشو خواستی میدونستم خدای من بهترین صلاح رو برام میخواد. ثابت شد دیگه از این ببعد میگم خدایا تو برای زندگیم هرچی صلاح هس بخواه هرچی خیر و صلاحه برام بخواه خدای خوبم راضیم به خواسته خودت که بهترین ها رو برای بنده هات میخوای.(فروردین 1400) درنهایت بازم تا آخر عمر توکل بخودت و امید به خودت... خدایا شکرت دوستت داریم.... 

از خدا خستم اصلا میبینه منو حواسش هس 

هرکسی بود با اونهمه دعا هر روز قرآن زیارت التماس  دلش به رحم میومد بچه رو نگه می‌داشت 

نمیدونم سر دوتا سقطمم هرچقد بیشتر برای سلامتیش نذر کردم دعا خوندم قرآن خوندم قسمش دادم بدتر شد 

 🎀اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🎀 خدایا هیچی فقط دوتا سقط داشتم.... راضیم به رضای خودت خدای مهربونم توکل به خودت (مرداد98) 🎀2 سال از نوشته سبز رنگم میگذره خدای مهربونم خدای بزرگ کاش اونموقع ها که گله میکردم از رحمتت و عظمتت ناامید نمی‌شدم ولی شکرت که سریع به خودم اومدم و همیشه شکرگذار حکمتت بودم و تمام تلاشمو کردم  همه راه هارو رفتم و دیگه باقی کارو سپردم بخودت فقط خودت گفتم خدایا من همه کار کردم دیگه خودت هرچی صلاح میدونی همون بشه هرچیییی خودت میخوای خدای خوبم من دیگه همه جوره تلاش کردم حالا منتظرم ببینم تو چی میگی... میدونی تو بهم چی گفتی؟ گفتی بنده من حالا که سپردی بهم خوشحالت میکنم.... آره خدای مهربون خوشحالم کردی نتیجه زحمات و تلاشم و همه حسرت های تو دلمو و همه همه همه رو دادی بهم آخه من گفته بودم هرچی خودت بخوای تو هم واسم خوبشو خواستی میدونستم خدای من بهترین صلاح رو برام میخواد. ثابت شد دیگه از این ببعد میگم خدایا تو برای زندگیم هرچی صلاح هس بخواه هرچی خیر و صلاحه برام بخواه خدای خوبم راضیم به خواسته خودت که بهترین ها رو برای بنده هات میخوای.(فروردین 1400) درنهایت بازم تا آخر عمر توکل بخودت و امید به خودت... خدایا شکرت دوستت داریم.... 

دلم میخواد بیاد پیشم بهم بگه حکمتش اینه اینجوری احساس میکنم اصلا حواسش نیس کجاست اصلا 

لحظه آخر دستمو ول میکنه 

چرا اینجوری اخه خودش تو قرآن نوشته خب چرا بچه سالم نیمده که برام بمونه چرا عذابم میده 

 🎀اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🎀 خدایا هیچی فقط دوتا سقط داشتم.... راضیم به رضای خودت خدای مهربونم توکل به خودت (مرداد98) 🎀2 سال از نوشته سبز رنگم میگذره خدای مهربونم خدای بزرگ کاش اونموقع ها که گله میکردم از رحمتت و عظمتت ناامید نمی‌شدم ولی شکرت که سریع به خودم اومدم و همیشه شکرگذار حکمتت بودم و تمام تلاشمو کردم  همه راه هارو رفتم و دیگه باقی کارو سپردم بخودت فقط خودت گفتم خدایا من همه کار کردم دیگه خودت هرچی صلاح میدونی همون بشه هرچیییی خودت میخوای خدای خوبم من دیگه همه جوره تلاش کردم حالا منتظرم ببینم تو چی میگی... میدونی تو بهم چی گفتی؟ گفتی بنده من حالا که سپردی بهم خوشحالت میکنم.... آره خدای مهربون خوشحالم کردی نتیجه زحمات و تلاشم و همه حسرت های تو دلمو و همه همه همه رو دادی بهم آخه من گفته بودم هرچی خودت بخوای تو هم واسم خوبشو خواستی میدونستم خدای من بهترین صلاح رو برام میخواد. ثابت شد دیگه از این ببعد میگم خدایا تو برای زندگیم هرچی صلاح هس بخواه هرچی خیر و صلاحه برام بخواه خدای خوبم راضیم به خواسته خودت که بهترین ها رو برای بنده هات میخوای.(فروردین 1400) درنهایت بازم تا آخر عمر توکل بخودت و امید به خودت... خدایا شکرت دوستت داریم.... 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

دلم میخواد بیاد پیشم بهم بگه حکمتش اینه اینجوری احساس میکنم اصلا حواسش نیس کجاست اصلا  لحظه آخ ...

اینستا گرام داری عزیزم ؟

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
اینستا گرام داری عزیزم ؟

اره 

 🎀اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🎀 خدایا هیچی فقط دوتا سقط داشتم.... راضیم به رضای خودت خدای مهربونم توکل به خودت (مرداد98) 🎀2 سال از نوشته سبز رنگم میگذره خدای مهربونم خدای بزرگ کاش اونموقع ها که گله میکردم از رحمتت و عظمتت ناامید نمی‌شدم ولی شکرت که سریع به خودم اومدم و همیشه شکرگذار حکمتت بودم و تمام تلاشمو کردم  همه راه هارو رفتم و دیگه باقی کارو سپردم بخودت فقط خودت گفتم خدایا من همه کار کردم دیگه خودت هرچی صلاح میدونی همون بشه هرچیییی خودت میخوای خدای خوبم من دیگه همه جوره تلاش کردم حالا منتظرم ببینم تو چی میگی... میدونی تو بهم چی گفتی؟ گفتی بنده من حالا که سپردی بهم خوشحالت میکنم.... آره خدای مهربون خوشحالم کردی نتیجه زحمات و تلاشم و همه حسرت های تو دلمو و همه همه همه رو دادی بهم آخه من گفته بودم هرچی خودت بخوای تو هم واسم خوبشو خواستی میدونستم خدای من بهترین صلاح رو برام میخواد. ثابت شد دیگه از این ببعد میگم خدایا تو برای زندگیم هرچی صلاح هس بخواه هرچی خیر و صلاحه برام بخواه خدای خوبم راضیم به خواسته خودت که بهترین ها رو برای بنده هات میخوای.(فروردین 1400) درنهایت بازم تا آخر عمر توکل بخودت و امید به خودت... خدایا شکرت دوستت داریم.... 

این کلیپو ببین

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
این کلیپو ببین

قشنگ بود عزیزم 

ولی واقعا من موندم نمیدونم چی بگم خستم فقط 

 🎀اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🎀 خدایا هیچی فقط دوتا سقط داشتم.... راضیم به رضای خودت خدای مهربونم توکل به خودت (مرداد98) 🎀2 سال از نوشته سبز رنگم میگذره خدای مهربونم خدای بزرگ کاش اونموقع ها که گله میکردم از رحمتت و عظمتت ناامید نمی‌شدم ولی شکرت که سریع به خودم اومدم و همیشه شکرگذار حکمتت بودم و تمام تلاشمو کردم  همه راه هارو رفتم و دیگه باقی کارو سپردم بخودت فقط خودت گفتم خدایا من همه کار کردم دیگه خودت هرچی صلاح میدونی همون بشه هرچیییی خودت میخوای خدای خوبم من دیگه همه جوره تلاش کردم حالا منتظرم ببینم تو چی میگی... میدونی تو بهم چی گفتی؟ گفتی بنده من حالا که سپردی بهم خوشحالت میکنم.... آره خدای مهربون خوشحالم کردی نتیجه زحمات و تلاشم و همه حسرت های تو دلمو و همه همه همه رو دادی بهم آخه من گفته بودم هرچی خودت بخوای تو هم واسم خوبشو خواستی میدونستم خدای من بهترین صلاح رو برام میخواد. ثابت شد دیگه از این ببعد میگم خدایا تو برای زندگیم هرچی صلاح هس بخواه هرچی خیر و صلاحه برام بخواه خدای خوبم راضیم به خواسته خودت که بهترین ها رو برای بنده هات میخوای.(فروردین 1400) درنهایت بازم تا آخر عمر توکل بخودت و امید به خودت... خدایا شکرت دوستت داریم.... 
قشنگ بود عزیزم  ولی واقعا من موندم نمیدونم چی بگم خستم فقط

میفهمم چی میگی صبور باش و شکر گذار خدا بزرگه به وقتش نی نی سالم بهت میده به زور از خدا چیزی نگیر 

شاید شاید شاید اگر اون بچه میموند در اینده خدایی نکرده دزد میشد 

شاید شاید خدایی نکرده ناقص بود 

خدا کاراش رو حکمته 

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
میفهمم چی میگی صبور باش و شکر گذار خدا بزرگه به وقتش نی نی سالم بهت میده به زور از خدا چیزی نگیر&nbs ...

اره دیگه بزور نمیخوام خستم کرد 

هروقت خواست بده دیگه فقط سالم بده زودم بده 😔نمیتونم صبر کنم 

 🎀اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🎀 خدایا هیچی فقط دوتا سقط داشتم.... راضیم به رضای خودت خدای مهربونم توکل به خودت (مرداد98) 🎀2 سال از نوشته سبز رنگم میگذره خدای مهربونم خدای بزرگ کاش اونموقع ها که گله میکردم از رحمتت و عظمتت ناامید نمی‌شدم ولی شکرت که سریع به خودم اومدم و همیشه شکرگذار حکمتت بودم و تمام تلاشمو کردم  همه راه هارو رفتم و دیگه باقی کارو سپردم بخودت فقط خودت گفتم خدایا من همه کار کردم دیگه خودت هرچی صلاح میدونی همون بشه هرچیییی خودت میخوای خدای خوبم من دیگه همه جوره تلاش کردم حالا منتظرم ببینم تو چی میگی... میدونی تو بهم چی گفتی؟ گفتی بنده من حالا که سپردی بهم خوشحالت میکنم.... آره خدای مهربون خوشحالم کردی نتیجه زحمات و تلاشم و همه حسرت های تو دلمو و همه همه همه رو دادی بهم آخه من گفته بودم هرچی خودت بخوای تو هم واسم خوبشو خواستی میدونستم خدای من بهترین صلاح رو برام میخواد. ثابت شد دیگه از این ببعد میگم خدایا تو برای زندگیم هرچی صلاح هس بخواه هرچی خیر و صلاحه برام بخواه خدای خوبم راضیم به خواسته خودت که بهترین ها رو برای بنده هات میخوای.(فروردین 1400) درنهایت بازم تا آخر عمر توکل بخودت و امید به خودت... خدایا شکرت دوستت داریم.... 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز