2821
2789
عنوان

بخاطر من...😥

87 بازدید | 9 پست

دیشب با محمدم داشتیم پیاده میرفتیم شام بخوریم

ی جا من خسته شدم اروم تر راه رفتم اونم موبایلش ز خورد دستمو ول کرده بود بد من پشتش راه میرفتم اونم جلوی من بود....(دستشم از کتف تا مچ سوخته بود صبحش با اب جوش)....وقتی پشتش بودم دو تا مرد بی ادب رد شدنو ب من ی حرف خیلی بدی زدن متوجه نشده بودن من با محمدم...

یهو محمد گوشیشو پرت کرد برگشت ی مشت تو صورت یکیشوت زد عینکش خورد شد ی موشتم تو فک اون یکی ک یهو اون یکی دگ کمربندشو در اورد شروع کرد زدن تو سروصورت محمدو دستش پوست دستش کلا رفت 😭😭😭😭 مردمم فقط نگا میکردم هیچ کس نمیومد جدا کنه منم تو شوک بودم 😩 دیشب تا صب خواب نرفتم همش جلو چشممه...بالاخره دوتا مامور شخصی اومدن جدا کردن....حالا نگران دستشم اب زرد ازش میاد😭دکترم نمیره

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قیافه بچه وقد

maix | 13 ساعت پیش
2791
2779
2792