سلام خانوما قضیه از این قراره که ما جمعه شب پارک شام دعوت بودیم از طرف خواهرشوهرم بعد خواهر زاده و برادرزاده های شوهرم که همگی دختر هستن به صورت گرد نشسته بودن بعد موقع شام من کنار خواهر شوهرم نشسته بودم و شوهرم سرپا بود بعد اومد بشینه من براش سالادش رو جدا گذاشته بودم و دا م بهش اونم رفت نشست پیش خواهر زاده هاش که سنشون ۲۰ ۲۲ ۱۸ ۱۷ ایناس بعد شام همچنان پیش اونا بود و باهم دیگه میگفتن و میخندیدن به منم که هیچ نگاه نمیکرد که مثلا بگه تو هم تنها نشین بیا اینجا چون من تنها نشسته بودم همه ی خواهر شوهرم و جاریام از من بزرگترن از همه کوچیکتره ۱۵ سال بزرگتره منم ۲۰ سالمه بعد منم هی تو گوشیم بودم بعد یه لحظه بهم نگاه کرد و دید صورتم گرفتس پا شد رفت پیش داداش هاش نشست بعد یه ربع از دور میگه پاشو بریم باهم بگردیم منم خیلی ازش ناراحت بودم گفتم نمیخواد بعد هم اومدیم خونه مک از ناراحتی تا ۷ صبح چشم رو هم نذاشتم بعد نماز صبح بهش گفتم خیلی ازت ناراحتم و اینا بعد هم هرچی از دهنش دراومد بهم گفت گفتش من عاشقت نیستم و اگه بودم خیلی بهت توجه میکردم چون نیستم به همین قدر دوست داشتنم قانع باش تو خانواده ی شوهرم به گفته ی خودش به زن نباید تو جمع توجه کرد بهت میگن زن ذلیل و اینا منم نمیخوام زیاد بهت توجه کنم و البته نمیخوامم حالا اگه میتونی با این شرایط بمون اگه نمیتونی پاشو برو خونتون هیچ دنبالتم نمیام مک بدبخت سر هر دعوایی چون برام مهمه پدر و مادرم ناراحت نشن یه کلمه هم بهشون چیزی تا حالا نگفتم شوهرمم نمیگه ها ولی چون میدونه برای من مهمه کسی چیزی ندونه سر هر دعوایی میگه پاشو برو خونتون منم دیگه هیچ حرفی باهاش نزدم تا الان البته اون دیشب اومد و هی میخواست با هام حرف بزنه و منم پسش زدم و گفتم هیچی دیگه بین ما نیست ما ۳ ساله هم ازدواج کردیم😭😢
از این کاربری دو نفر استفاده می کنند.من و خواهرم. سپیده و هدیه
حرف خیلی زشتی زده شوهرت.ولی به نظرم به خاطر زندگیت اگه میتونی وبقیه چیزای شوهرت خوبه کوتاه بیا و خودتو باهاشوفق بده .مسئله ی خیلی مهمی نیست که تو کشش بدی.البته میگم اگه از بقیه ی اخلاقیاتش راضی هستی
تجربه تقریبا مشترکی داشتم خواستم بدونم این عقاید بی سر و ته که توی جمع نباید به زن توجه کرد و این حرفا بیشتر مربوط به یه قوم و شهر خاص هست یا ربطی نداره