2777
2789
سلام

الی من یه عالمه انرزی مثبت برات حواله کردم از خدا هم میخوام هر چی به صلاحته و بهترینه برات ههمون بشه .

هما جون تو خودت دلت حال و هول میخواد لطفا لطفا گردن من و الینا ننداز . ولی خیلی نامردی اگه این ماه نینی نیاری تو قول دادی قوللللللللللل . در ثانی هما دیر گفتی من رفتم تو فکر دومی ایودی و این حرفها فعلا تعطیله


سمیرا میبینم تو هم دلت قیلی ویلی میره برای نی نی .

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


مرسی بچه ها بابت دعا....فقط انرژی مثبت بفرستین برام...همین
سمیرا فعلا اونقدر خرابم که نمی تونم باهات کل کل کنم باشه برای بعد که خیالم راحت شد به دوئل دعوتت می کنم...
واقعا واقعا واقعا دلم برات تنگ شده...تو و هما و بیتا و محبوبه و مارسیم و مهناز و مامان دوقلوها و مژگان و اون یکی مریم و این یکی مریم و ...دلتنگتونم ....هر کی رو جا انداختم منو ببخشه...حواسم یاری نمی کنه بسکه فکرم مشغوله....
سلام به همه

الی جان چطوری با زحمتای ما مادر . انشالله که مشکلت برات زود زود حل بشه و نگرانیت برطرف من هم برات کلی انرژی مثبت میفرستم عشقم وای اون یاس بلات هم یه ماچ اساسی کن که بدجور خاطرخواهش شدم وصد البته سام عزیزمو

یه اعتراف کنم نزنید تو رو خدا منو بخدا فقط یه هوسه میدونم وگرنه اگه قرار بود عملی بشه عمرا" وای اونقدر اونقدر دلم یه دختر دیگه هم میخواد نگید و نپرسید دلم میخواد سارینا خواهر داشته باشه چون خودم نداشتم یه جور کمبود دارم انگار بخدا مخصوصا" از وقتی این یاس بلاچه رو هم دیدم با اون کون پنپرزیش دلم غش میره دیشب به سیاوش میگم چند درصد احتماله اینکه بری یه کاری بکنی دوباره .... بشه هست یه نگاهی بهم کرد که از صد تا فحش بدتره ههههههههههههههههههههههههههههههه خدایا چه شیرین عقلم من
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
دیشب به سارینا میگم دلت یه خواهر کوچولو میخواد برات بیارم میگه مامان مثل بنیتا (بچه دوست سیاوش که موقعی که سارینا دیده بودش یک ماهه بود ) میگم آره میگه نه مامان بزار بزرگ بشه بعد بیارش من حال ندارم دوباره بچه بزرگ کنم وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی قیافه منو داشته باشید :o یعنی سامیار رو اون بزرگ کرده ای خدا
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
سمیرا تو تا یادمه قرص استفاده میکردی نه ؟ عوارضی برات نداشته؟

الی عاشقتم . یه مدت بود که خیلی کم پیدا بودی خیلی دلمون برات تنگ شده بود به مولا راست میگما


مونا حق داری دختر خیلی شیرینه .
حالا اینقدر بگید و بگید . من همین امشب برم علی رو خفت کنم . ای خدااااااااااااااااااااااااا

مونا ینی من مردم از خنده از حرف سارینا بلاچه . نیگاشون کن توروخدا . یکی باید خودشو بزرگ کنه !!!!!!!!!!!! بچلونش مونا

الی جونم انرژی +++++++++++++++++++++++++ برات .

من دیشب تولد دختره دوستم بودم که 4 ساله شد . کلا 5 تا بچه بودن ولی همه دختر . یعنی اصلا تو فامیلشون بچه نداشتن و دوستایی رو دعوت کرده بود که همسن و سالش بودن و دختر. نمیدونید نمیدونید اینا چه زبونی مبریختن و چیکارا که نمیکردن !!!!!!!!!! یعنی از بساط رقص بگیر تا ادا و قرتی بازی که داشتن و مویی درست میکردن و ..... باید میدید !!!!!!!!!!!!! صاحب تولد رو برده بودن آرایشگاه موهاش رو درست کرده بودن و براش موی اضافه گذاشته بود . البته از این بچه گونه ها . بهش میگم وای چقدر موهات خوشگل شده . میگفت : آره موهای خودم کوتاهه رفتم آرایشگاه برام بلند کرده . آرایشگاهها هم مو کوتا میکنن و هم بلند !!!!!!!!!!!!!! حالا الینا هی میگه مامان بریم آرایشگاه موهای منو بلند کن . بهش میگم موهای تو که از اون الانم بلندتره . میگه نه مثل اون مثل گیسوکمند!!!!!!!!!!!!!!!!

گیسو کمند هههههههههههههههههههههه ای جانم شانس اورده دم دستم نیست وگرنه گازش میگرفتم .

بچه های نسل جدید کلا همه از همه چیز سر در میارن. دیروز رفتیم مک دونالد . میز کناری ما یه پسر بچه که فوق فوقش 9-10سالش بود تنها نشسته بود . بعد چند دقیقه یه دختر 7-8 ساله و قرتی امد و نشستن به حرف زدن و غذا خوردن . بعد پسره بادکنک مکدونلدش را اورد داد به سامی . حسام بهش گفت با خواهرت تنها امدی . گفت نه خواهرم نیست . این یه دیت بود . با هم مدرسه ایم . بعد غذا هم دختره کیفش د یه جعبه ارایش باربی در اورد برق لبش را تجدید کرد و پودر صورتشا درست کرد وبا هم رفتن بیرون . به حسام گفتم ما تا 18 سالمون شد نمیدونستیم دیت چیه و لوازم ارایش چیه .
سلام و صد سلام
همگی خوبین؟؟؟؟
الناز جونم امیدوارم مشکلت به زودی زود حل بشه و هر چی صلاح خداست واست پیش بیاد عزیزم از ته اعماقم واست دعا می کنم.منم دلم واسه خودت و فسقلات تنگ شده اساسیییییییییییییییی.......کاش زودتر هوا گرم شه پاشی بیایی ولایت یه حالی بکنیم دوتایی اگه مریم 7 هم بیاد که دیگه معرکستتتتتتتت......آرزو بر جوانان عیب نیست شاید تونستیم سمیرا و هما و مونا و بقیه رو هم بکشیم اینجا یه تور محبوبه ایی راه بندازیم بوخودا صالح و می فرستم خونه ی مامانش کیففففففففففففف می کنیم.آرزو بر جوانان عیب نیست ........

همای نازنین تر از نازنینم خیالت رااااااااااااحت راااااااااااااحت باشه که ما همین یه دونه رو داریم و از پس همین یه دونه بربیاییم کلیییییییییییییییییییی هنر کردیم ما هم از ازل با هم تنها در این مورد توافق داشتیم واسه همین با هم ازباج کردیم به قول سهند.....گفتم ازدباج اینم بگم چند شب پیش داشتیم توی یکی از شبکه ها کارتون نگاه میکردیم دو تا سگ بودن اولش با هم کلی دشمن بودن اخرای کارتون با هم دوست می شن و همدیگه رو می بوسن تا اینا همو بوس کردن سهند از رو مبل پرید پایین و گفت خوب دیگه تموم شد اینا هم عاشق هم شدن و می خوان با هم ازدباج کنن.هههههههههه.تو هم برو دخملمونو گیسو کمند کن ای خداااااااااااااا عاشق این شیرین زبونیاشونم به خدا....
در مورد پریشب هم به عرضت برسونم عزیزم که بعد از خالی کردن جیب مهربان شوهر بنده که پری تشریف داشتم سهند و گذاشتم وسط و با خیال راحت سر بر بالین گذاشتم هاههاهاهاهاهاهاهاها.

سمیرا جونم چقدر من خوشبختم که تو خواهر شوهرم نشدی این همشهری شما به جاش هم همچین حالی از ادم می گیره که نفمیدی از کجا خوردی.....بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله.

مونایی یعنی عااااااااااااااااااااااشقتم به خدا خیلییییییییییییییییییییییی باحالی........خوب بچم راست می گه دیگه بذار یه کم استراحت کنه بعد دوباره به فکر یکی دیگه باش.جااااااااااااانم.

مارسیم پس همین روزاست که بایستی خبر دومی رو ازت بشنویم انشالله عزیزم زود دامنت سبز بشه.

مریم جون تولد خوش گذشت؟؟؟؟

هما باهات موافقم جای خیلیا خالیه منم دلم واسه همه تنگیده.

فدراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دلم برای دلم تنگ می شود گاهی....
الناز دعا کردم کلی . من خودم میدونم برا چی .

بچه ها برا من دعا کنبد هورمونا زده بالا قاطی کردم .ن فردا تولدمه اصلا هم مهمون دلم نمیخواد . مادرشوهرم زنگ زد که ما یه سر میایم اونجا منم هی گفتم شام بیاید . من نمیخوام ............................................. نه که مادر شوهرم ها . حوصله مامانمم ندارم . کلی هم الان گریه کردم و در خدمتتونم . حالم هم .خمیه همش تهوع دارم . اصلا فکر کنم دارم از غصه میمیرم. یکی منو دلداری بده
Lilypie Pregnancy tickers
ای جانم از دست این بچه ها

ولی سمیرا اشتباه نکن یه دختر بیار برم تو جلدت یو هاهاهاهاها

محبوبه جون زحمت تور رو نکش مادر من و الناز که پایه ایم منتها این سمیرا و هما رو بعید میدونم مخصوصا" هما بدون علی جونش عمرا" بره مسافرت

یاسی یاسی مثلا" که چی اومدی میگی الناز دعا کردم کلی . من خودم میدونم برا چی . مثلا" میخوای بگی دوست فابه النازی یا از همه چی خبر داری اونقدر بدم میاد از این افه ها ههههههههههههههههههههههههههههههههه فرار دیدم روحیه نداری گفتم یخورده هم من رو اعصابت قدم بزنم یاسی هورموناتو عشقه بلند شو پنجره رو باز کن دو تا نفس عمیق بکش بزار حالت جا بیاد البته الان چون هنوز بدنیا نیومدی جات تو شکمه مامانت تنگ شده دلت گرفته فردا که بدنیا بیایی خوب میشی مادر بوسسسسسسسس
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
سلام به همگی دوستای گلم.

الی جون کلی انرژی +++++++++++++++++++++++++++ واست فرستادم. ایشاالله به خیر و خوشی از نگرانر دربیایی.

محبوبه جونم کلا کادوهای من همیشه بشکل نقدیه و من هم همیشه شاکی می شم. ولی خوب چه کنم. البته خداییش کیک تولد و سبد گلی که همسرم برام گرفته بود بی نظییییییییییییییییییییییییییییییییییییر بوووووود.....

کیمیا به شدت مشغول امتحاناتشه و ما هم به تبع خونه نشین شدیم.....

راستی امروز مامانم از مالزی برمی گرده، هورااااااااااااااااااااااااااااا............. خیلی خیلی خیلی خوشحالم و از اون طرف هم مثل همیشه واسه خواهرم دلم می گیره چون بازم تنها می شه طفلکی............

یاسی جونم نی نی توراهیت مبارککککککککککککک عزیزم خیلی خوشحال شدم. ایشاالله با سلامتی و دل خوش این دوران رو سپری کنی. حالت هات همه طبیعیه عزیزم. فکرش رو نکن.... به مرور خوب و سرحال می شی. ژوان خوشگلم رو ببوس...........

مونا جونم موش بخوره این دخمل ما رو که داداشش رو بزرگ کرده جوووووووووووووووونم.......

هماجونم مرسی عزیزم. بوسسسسسسسسسسس.



مریم چشمتون روشن خیلی خوشحالی نه ؟؟ کوروش خوب ه با مهد چطوره ؟؟؟ ساتیار که کلا صبا خواب می ره شبا تا 12 بیداره چه ظهر بخوابه چه نخوابه

یاسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بابا بی خیال ....یه سر می یان سر می زنن شامم زنگ بزن از بیرون بیارن به مامانه خودتم زنگ بزن بیاد کلی روحیت عوض می شه .......بیا از روحیه و حالت تهوت بنویس که من بزنم روی دستم هوس بزارم کنار


محبوبه این مونا رو ول کن ...من کلا هر جور مسافرت بدون شوهر هستم ...منتها من بدون بچه می یام گفته باشم .....اره اقا ما عاطفه نداریم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792