2777
2789
سلام
ما هم هستیم
دلم گرفته قرار فردا صبح زود شوشوبه همراه مادر و خواهر بروند تهران و من و پیمان بریم خونه مامانم
این او.لین سفر طولانی که با ماشین و غیر کاری هست که شوشو بدون من میرود دلیلش هم اینه که مامان شوشو جراحی داره یک توده تو سینه اش هست میخوان در بیارن و همسری میگه با پیمان سخته من حواسم به بیمارستان و مامانم هست نمیتونم به شماها برسم حالا معلوم نیست کی برگرده الان قرار بود ما شمال باشیم میبینید شانش منو یک ماهه قرار این هفتهد بریم هفته بعد بریم همش نمیشه خیلی دلم گرفته اصلا من شانش ندارم این قدر رو خودم کار کردم که از افسردگی در بیام حالا دوباره امده سراغم فکر این که داره با خانوادش میره بدون من و پیمان سخته من که میدونم همش دو روز بیشتر تو بیمارستان نیست بقیه اش باید منتظر جواب پاتولوژی باشه حالا شوشو گفته اگه کاری نداشت با هواپیما بر میکرده اما من هر چی اصرار کردم با ماشین نرو گوش نداد

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

پیمان از دیشب هیچی نخورده نمیدونم چکار کنم صبحی دو سه قاشقی سرلاک خورد و بس آبم نمیخوره هر چی بهش دادم نخورده دیگه کلافم کرده این قدر براش غذا درست میکنم نمیخوره

در مورد قطره هیم مه بهش تا یک ماه پیش منظم میدادم میخورده دکتر خودش نظرش این بود که کم بودنش برای الان که غذا میخورن اشکال نداره با خوردن گوشت و تخم مرغ و ...که آهن داره جبران میشه ولی دارو خونه گفته بود چند قطره آهنم بهش بده از وقتی که من چند قطره اهن با قطره چکون دهنش گذاشتم دیگه میم هم نمی خوره بذور بهش مکیدم که همش رو میریزه بیرون و نمیخوره جدیدا خیلی بد غذا شده سه چهار روزه تخم مرغ هم نخورده

نوشین جون مرسی از این که منو به کلوپ دعوت کردی خانمی
پرستو چرا افسرده عزیزم؟
سخته می دونم ، دلم آدم هزار راه میره می دونم، نگرانی...تنهایی...دلتنگی
اما....
امیدوارم همیشه تنت سالم باشه اما از هر دست بدی از همون دست میگیری منتظر روزی باش که پیمان دستتو بگیره.

پدر من تو بهمن یه عمل داشت تا قبلش خیلی اروم بودم اما یهو روز عمل هزار تا فکر و خیال هجوم آوردن تو سرم نکنه برای قلبش مشکلی پیش بیاد، نکنه تو بیهوشی اتفاقی براش بیافته، نکنه...نکنه....خدا میدونه تا بره عمل و برگرده و به هوش بیاد چقدر این قلب من تالاپ و تولوپ زد ...
مبدونم الان این حرفای من تف سربالاست و از هزار تا فحش بدتره اما خدایی اش گاهی باید شکر کنیم شوهرامون هوای مادراشونو دارن ....این یعنی هوای ما رو دارن ، یعنی ریشه دارن، یعنی تو خانواده بزرگ شدن!

الانم مطمئن باش شوشوی تو بیشتر از تو احتیاج به دلگرمی داره ....
خدا میدونه یه همچین عملایی چه اترسی به آدم وارد میکنه مخصوصا اگه خانواده درجه یک آدم باشن....

همین چند سال پیش مامان من با ترکیدن یه کیست ساده تخمدان بیمارستان بستری شد و دکتر مجبور شد تخمدان راست رو دربیاره مامانم هی میگفت میدونم سنم رفته بالا میدونم دیگه قرار نیست بچه دار شم اما دلم گرفته احساس میکنم یه تیکه از زنانگی ام از دست رفته....یک هفته بعد جواب پاتولوژِی اومد...خیلی احمقانه است من فکر میکردم ماجرا رو کامل فراموش کردم اما الان که دارم می نویسم اشکام یهو الکی سرازیر شدن ...جواب سرطان بود خدا میدونه وقتی خواهرم بهم گفت پای تلفن چه حالی شدم هنوز به خودم بد وبیراه می گم جرا من همراه مامانم نرفتم دکتر؟ چرا موقعی که اینو بهش گفتن من همراهش نبودم....هیچوقت کسی تا براش پیش نیاد نمی تونه بفهمه این اسم چقدر ترسناکه چقدر با خودش ناامیدی میاره چقدر تن آدمو می لرزونه !
همون فرداش مامان باز رفت زیر عمل اینبار تمام رحم ، تخمدان چپ، غدد لنفاوی و خلاصه هر چی که دکتر به ظرش می رسید ممکنه آلوده باشه دراوردن....
بعد یک هفته وقتی بابام اروم از خواب بیدارم کرد و بهم گفت الان با دکتر حرف زدم خدا رو شکر سرطان هنوز بقیه اعضا رو درگیر نکرده و حتی نیاز به شیمی درمانی و بقیه چیزا نیست مبهوت نگاهش میکردم حسم این بود که هنوز خوابم منگ منگ بودم...
تا آخر عمرم اون یک هفته رو فراموش نمیکنم که چطور شیرازه خانواده بهم پیجیده بود و هر کدوم چه حالی داشتیم هنوز یادش که می افتم تمام تنم، دلم، دستم میلرزه....
برای مادر شوهرت دعا کن که هیچی اش نباشه و سلامت برگرده ...به شوهرت افتخار کن که حق فرزندی رو داره ادا میکنه و همراه مادرشه...
اگه دلت خواست می تونی بهم فحش بدی اما به خدا این چیزا نباید باعث افسردگی تو دوست خوب من بشه....
خدا رو شکر خودت سالمی،
یه پسر دسته گل داری که من هروقت به تو فکر میکنم عکس تو سلمونی اش میاد جلوی چشمم
و یه شوهر سالم داری که گاهی هم می تونه تکیه گاه مادرش باشه....
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم و حس نصیحت بهت نداده باشم...
می بوسمت
سلام به دوستای گل

ماخوبیم و در شیطنت های بی حد و اندازه دخمل کوچولومون بسر میبریم.

پرستو جان من هم واقعا از اومدنت خوشحال شدم و بادیدن عکس فسقلت کلی دلم شاد شد. امیدوارم که بهتر شده باشه.

امیدوارم همگی خوب باشید
بوس
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
ما هم بعلت 45 دقیقه خواب بعدازظهر بی خوابی به سرمون زده...

النازجونم مثل همیشه گل گفتی ... خیلی بجا بود ... آدما بعضی وقتا به تلنگر نیاز دارند به نظرم هر چی آدم خوابش عمیق تر باشه خدا مجبور می شه نیشگون محکم تری بهش بگیره ...

هانیه جون ببخش عزیزم منم می خواستم جوابتو بدم ... من کلوران می زنم به موهای آرشا بوش که خیلی گیاهیه... دکتر آرشا می گفت جانسون تقلبی شده...
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche
سلام یه همگیییییییییی
وای که چقدر دلم برای همتون تنگولیده بود. و واییییییییی که چقدر جای هتون خالی بود . یه هوای خیلییییییییییییییییییی خیلیییییییییییییییییی عالی و یه مسافرت خیلی خوب . البته اول از همه بگم که تا آخرش آبریزش بینی الینا خوب نشد . نمیدونم چیکارش کنم هر چی دکتر بردم و دارو دادم بازم خوب نمیشه الیته تب نداره و بیحالم نیست ولی نمیدونم چرا این موردش خوب نمیشه؟
ولی یک مسافرت عالی که خیلی تو روحیه ام تاثیر خوبی داشت و یک نکته جالب که باید اعتراف کنم هر چی این جقلک ها بزرگتر میشن با اینکه خیلی شیطونترمیشن ولی انگار مسافرت راحتتره یا نمیدونم شاید من اینطوری احساس کردم . چون آدم خیلی از دغدغه های غذا و .... رو نداره ولی من که از این مسافرتم خیلی راضی بودم و کلی حالم جا اومد و واقعا احتیاج داشتم

بعد از چندین روز اومدم چند صفحه پر شده بود و کلی ذوق کردم

مارسیم گلی تولدت مبارک البته با کلی تاخیر و احتمال کلی هم تاخیر در خوندش . ایشاله سالهای سال شاد و سر حال و موفق باشی


اول از همه هانیه جون من شامپو mothercare میزنم . راستش موهای الینا هم خیلی داره رنگش تغییر میکنه ولی من هیچوقت فکر نکردم از شامپوشه!!!!!!!!!!

مامان آرشا کارت فوق العاده بود با دیدن عکس خیلی ذوق کردم دستت درد نکنه گلم . راستی من مرده اون قسمت از نوشته ات شدم که شوشو تا این قسمتش میدونه پس کروم قسمتش رو نمیدونه یعنی قسمت دیگه ای هم داره که ندونه ..........

مونا جونم عکسا دست تو ؟ پس چرا چندتاشو نمیزاری ببینیم . برام چندتاشو که خوشگله . یعنی من توشون بر حسب اتفاق خوشگل افتادم میل کن . البته بی زحمت . اگر وقت داشتی . (البته من این توضیح رو اینجا بدم که من و مونا چاق سلامتی ایمیلی با هم داریم. راستی مونا باورت میشه هنوز برای لباس الینا هیچکاری نکردم
راستی عکستو چرا از کلوپ برداشتی من فقط تعریفاشو دیدم . گریهههههههههه

راستیییییییییییییییی ذوق از خودم در کنم برای اومدن مجدد پرستو و صنم . ماشاله عکس همشون خیلی ناز بود
صنم فرشته هات خیلی جیگر شدن . خیلی کار خوبی کردی دوباره اومدی اونهم با عکس جقلک ها

خانم حنای عزیز پایان نامه چه خبر ؟ به کجا رسید؟ من عاشق این منبر رفتناتم

پرستو جون ایشاله مامان شوشو زود زود خوب بشه .

فرانک جونم ایشاله بهت خوش بگذره که حتما هم میگذره اومدی برامون عکس بذار از این گل دخملی
گفتم فرانک ، یاد مامان امیرسام افتادم که خیلی دلم براش تنگولیده. جاش واقعا خالیه!!!!!!!!!11

خوب دیگه خیلی نوشتم . استی من این چند روز که نبودم . دیروز پوستم کنده شد سر کار . فکر کنم تا آخر هفته هم همینطور باشه اگه کم میام به همین دلیله

اینم تقدیم به همه خاله های مهربون که دلشون هوای دریا رو کرده

mdjuomq5aj07c0phjfc7.jpg


سلام سلام
من خوبم
همه خوبن
الی جون حرفات رو خیلی دوست داشتم
به نظر من هر کسی شخصیتی داره یک و ثانیا به قول خود خانوم حنی عزیز مطمئنن هر کس جواب اعمال خودش رو می‌بینه
به هر حال الی حرفات رو خیلی دوست داشتم
امیدوارم همیشه موفق باشی
پرستو می‌دونم چی میگی گاهی آدم یه حرفایی رو باور داره و هی به خودش می‌زنه ولی قبولش براش سخته
امیدوارم این مدت سخت برات زود بگذره
فعلا
سلام صبح همگی به خیر...

پرستوو جوونم خواهش می کنم ...قابلی نداشت .....تو اوون کلوپ ما عکسهای خصوصی را میذاریم ...
امیدوارم که مادرشوهرت مشکلی نداشته باشه ...منم با الی خیلی موافقم...تو خودت هم الان مادری و مادر شوهر آینده...پس مرتب به خودت هشدار بده که زیاد دلگیر نشی از شوشو !!!!

هما جوونم رسیدن به خیر..همیشه به شادی و گردش ...چه عکس باحالیه .... البته من موفق نشدم بزرگش را ببینم چون باز نشد ولی همینطوری کوچیکشم باحاله...به شوشو می گفتی یه 4 متر دیگه بالاتر پرتش کنه!!!!! ههههههههههه

حمیده چطوری؟؟علی چطوره؟؟؟ کار و بار روبه راهه؟؟

الی جوونم خسته نباشی از متن های بلند بالا و پر محتوی که مینویسی....

مووونا ...............
خداااااااااا الینا عکست شاهکاره دست عکاسش درد نکنه ...مردم برات...

پرستو من دقیقا درک میکنم چی میگی آدم تو بعضی شرایط هر چقدر هم می خواد منطقی باشه نمی تونه، خود منم الان رو منبر می تونم این حرفا رو بزنم ، نویت خودم که میرسه خونمون میشه کربلا!!!

بهر حال حرص نخور که از کیسه ات میره ...

مامان الینا حالا کجا رفته بودی؟ من گل من گلی نگرانت هم شده بودم که چرا هما نیست حالا فکرکنم اگه چند صفحه عقب تر برم خودم راهی سفرت کردم ها...
فهمیه کجایی دختر تو و همشهریت نوبتی میاین چرا؟
درنای متواری چه عجب؟
مونا منم عکستو ندیدم عکس سارینا هم سیاسی بود نمی تونستم سیاسی بنویسم....حالا اگه می خوای از قیافه و هیکل و موها و سایر موارد یه تعریف مبسوط کنم بدو دوباره عکستو بذار!!!
من دلم برای خیلی ها تنگ شده برای مامان نی نی ، فدرا، فهیمه، مریم که دیگه نیومد و خیلی های دیگه
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز