منم باردارم استراحت مطلق . تو یه ساختمونیم . دم به دقیقه ، شب ، روز ، زنگ میزنه با شوهرم حرف میزنه یه احوال منو نمیپرسه . امروز گفتم بزار نمک گیرش کنم من زنگ زدم احوالشو بعد از ده رووووز پرسیدم . غروب شوهرم اومد گفت مامان زنگ زد برام گفت از بس زنت به ما احترام نمیراره و بی محلی میکنه امروز زنگ زده بود من هول شده بودم نمیتونستم جواب بدم . گفتم بیا و خوبی کن . هفت پشت غریبه زنگ میزنن احوالمو میپرسن که استراحت مطلقم . روزی صدبار از جلو خونم رد میشه یه زنگ نمیزنه بیاد ببینه مردم یا زندم تازه میگه به من بی احترامی میکنه .
توام نمبخاد زنگ بزنی . دستتو عسل کنی بکنی تو دهنشونم باز میگن چرا شوره