2777
2789
عنوان

دعوام شد😔

| مشاهده متن کامل بحث + 303 بازدید | 23 پست

منم باردارم استراحت مطلق . تو یه ساختمونیم . دم به دقیقه ،  شب ،  روز ،  زنگ میزنه با شوهرم حرف میزنه یه احوال منو نمیپرسه . امروز گفتم بزار نمک گیرش کنم من زنگ زدم احوالشو بعد از ده رووووز پرسیدم . غروب شوهرم اومد گفت مامان زنگ زد برام گفت از بس زنت به ما احترام نمیراره و بی محلی میکنه امروز زنگ زده بود من هول شده بودم نمیتونستم جواب بدم . گفتم بیا و خوبی کن . هفت پشت غریبه زنگ میزنن احوالمو میپرسن که استراحت مطلقم . روزی صدبار از جلو خونم  رد میشه یه زنگ نمیزنه بیاد ببینه مردم یا زندم تازه میگه به من بی احترامی میکنه . 

توام نمبخاد زنگ بزنی . دستتو عسل کنی بکنی تو دهنشونم باز میگن چرا شوره

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

منم باردارم استراحت مطلق . تو یه ساختمونیم . دم به دقیقه ،  شب ،  روز ،  زنگ میزنه با ...

تو بارداريم منم استراحت مطلق بودم اصلا خواهراش يبار زنگ نزدن، الانم كه دخترم ٦ ماهشه فقط عيد اومدن خونم، بعد شوهرم يسره ميگه بريم خونه خواهرام با اونا غريبى نكن، همش من ميرم ديدم اينجورى نميشه كه چرا اونا نميان بچمو ببينن، ايندفه كه شوهرم گفت بريم خونه خواهرم گفتم اونا بيان 

ولش کن بابا زنگ نزن...چه خبره یک ریز زنگ زنگ زنگ....واقعا ادم کلافه میشه.....نمیدونم چرا وقتی ازدواج ...

يسره زنگ ميزنه كجا رفتين چكار كردين چى خوردين آمار همه چيو بايد از شوهرم بگيره

واسه من که یه سفر میرم همه اینا هست بعلاوه اینکه میگن عکس بفرست. یعنی روانی میشما. تو ماشین بیرون هر ...

اووووف يعنى يسره ميگفت عكس بفرست يعنى بيزار ميكنه، بعد هردفه ميريم مسافرت مادرش ميرينه رو اعصابم، مثلا به شوهرم ميگه بابات دلش برات تنگ شده چشاش اشكى شده، يعنى هررررررردفه رفتيم اين برنامه رو داشتم من، يبار با مامانم اينا رفتيم شمال مادرش زنگ زد بابات دلش تنگ شده اشك ريخته برات، شوهرمم مجبور كرد برگرديم ديگه وسط سفر مامانم اينا رو ول كرديم اومديم شهرمون

يسره زنگ ميزنه كجا رفتين چكار كردين چى خوردين آمار همه چيو بايد از شوهرم بگيره

منم دارم تو فامیل شوهرم همچین ادمی ..ولی زیاد بهش رو نمیدم محل نمیزارم ..

درست میشه دایی  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز