شما باشيد به كى حق ميديد...
رفتيم مسافرت مادرشوهرم دم به دقيقه به شوهرم زنگ ميزد يسره با ايمو تماس تصويرى ميگرفت موقع شام ناهار يعنى كلافم كرده بود دو روز اومديم سفر، بعد فقط با شوهرم حرف ميزد، از مسافرت برگشتيم سرما خوردگى شديد گرفتم كه حتى نميتونستم تكون بخورم بچه شير بدم، الان شوهرم زنگ زده كه به مامانم زنگ بزن، بهش ميگم يه خبر نميگيرن مردى يا زنده اى بعد اينو گفتم داد زد سرم قطع كرد