2777
2789
عنوان

جاری

| مشاهده متن کامل بحث + 443 بازدید | 33 پست
من که اصلا تو جمعشون نمیرم و راحتم و واقعا برام مهم نیست چه کارایی برای هم میکنن و... بجاش با شوهر ...

من خیلی شوهرمو تحت سلطه خودشون گرفتن هزار تا حرف بزنن شوهرم میگه خو چیکار کنم نمیتونم بی احترامی کنم واقعا عذاب میکشم هر چی بگن فورا گوش میده ولی من هزار بار یه چیز بگم گوش نمیده بخاطر همین تصمیم گرفتم کلا قطع رابطه کنم که بچزونمشون تازه ما تو یه ساختمونم زندگی میکنیم وحشتناااکه

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من خیلی شوهرمو تحت سلطه خودشون گرفتن هزار تا حرف بزنن شوهرم میگه خو چیکار کنم نمیتونم بی احترامی کنم ...

چقدر بد 😞😞😞

اول رو شوهرت کار کن و بهش زیاد محبت کن و احترام زیاد بهش بزار بعد کم کم قطع رابطه کن الان قطع کنی خار میشی تو چشم شوهرت ...شوهر من برعکس شوهر شماست خودش دوست نداره من برم تو جمع خانوادش منم با جون و دل پذیرفتم 

😍😍😍

من اصلا یه کلمه م‌نمیگه چرا باهاشون حرف نمیزنی یا چرا نمیری پیششون فک و فامیل و خانوادش حرف میزنن منم اعصابم خورده که چرا شوهرم بی احترامی هاشون که هیچ دخالت فک و فامیلشم‌قبول میکنه.بخدا هم احترام میزارم هم دوسش دارم.۵ساله ازدواج کردم ۴سال سکوت کردمو و گذشت الان یه ساله دیگه کلا بریدم گفتم بخاطر کی گذشت کنم وقتی شوهرم‌به چشمش نمیاد بگه زن‌من احترامشونو داره.دیگه خودم باید به فکر خودم باشم بنظرت ۴ سال زمان کمیه واسه گذشت کردن و تحمل کردن؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز