خواهرشوهرم مجرد ۴۱سالست .تو کار همه هم دخالت میکنه زیرزیرکی اگ بتونه علنی.دوروز اومدن با پدر مادرش شهرمون .تاپ لختی و شلوار گیاهی چسب پوشیده جلو شوهرم .اونوقت روزاول ک ماشهرشون بودیم من بلوز دامن زیرش شلوارک بودم جلو باباش .پیره.بهم میگفت عروسهای دیگمون جلو بابام روسری میپوشن من محل حرفش ندادم اخه خیلی گرمایی ام بعدم من جلو بابای خودم بلوز شلوار بودم بدون دامن روسری.بعد چندروز دیدم جلو منو شوهرم تاپ دوبندی میپوشه.خط سینه هم یکم خم میشه معلوم میشه مثلا موقع نهار.بعد تریپ چادری و پروفایل ایات قرآن .تو زندگی جاری بزرگم دخالت کرده تو زندگی منم همینطور .فقط با ی جاریم خوبه ک از قبل ازدواج باهاش رفیق بوده اونم خ بدجنسه.مثلا یبار دوسش اومده بود خونه پدرشوهرم جاری بدجنسمم بود دوست خواهرشوهرم درباره سن من ازش پرسید خواستم حدس بزنه .فک میکردم مٽ خودمن تو دلشون هیچی نیس اخه اوایل بود نمیشناختمشون.گفت شوهرت اومد رد شد فک کردم پسر بیست سالس ولی شوهرم ۳۶.بعد گفتم وا.گفت خودت بنظرم ۶۳-۴ای باشی گفتم ۶۵ام ینی ۳۳.جاریم بلند میخندید .درحالیک همه ب من میگم ۴-۵سال کوچکتر دیده میشم.دیدم کلا خانوادگی کرمو هستن .واینک کلا دوتا خواهرشوهر دارم این مجرده اون یکی متاهله رو تحریک میکنه .چکارکنم ؟شوهرم میگ چندسال بعد پولدارشدم باید بریم شهراون واس زندگی.گفتم نه گفت طلاق .خودشو واین خواهرش شدیدا گربه صفتن چندروزی ک خواهرش اینجا بود هی خوبی کردم اخرم کرمشو ریخت رفت.موندم چکارکنم.