اوخی عزیزم چقد گوگولی هستی استارتر😊
منظورم اینه اوایل ازدواجته خیلی کم تجربه و حساسی😊
من این حساسیتا رو درک میکنم عزیزم،
اما همیشه اینو بدون که بیشتر اختلافات و سوءتفاهمات زناشویی سر همینه که ما خانوما رک و مستقیم چیزی که ازش ناراحتیم و به زبون نمیاریم و انتظار داریم شوهرمون خودش بفهمه!
ببین مثلا تو اون شب خیلی ناراحت بودی اما وقتی شوهرت اومده حرفی نزدی و فقط بی محلی کردی،
از طرفی چند بارم تکرار کردی که نمیخواستم عصبانی بشه و چیزی نگفتم یعنی داشتی ملاحظشم میکردی اما هیچکدوم از اینا رو، یعنی نه علت درست ناراحتیتو نه مراعات کردنتو شوهرت درست متوجه نشده!
اول شوهرت علت ناراحتی تو رو از دیدگاه خودش برداشت کرده دوم سکوت تو رو گذاشته پای قهر نه اینکه داری مراعاتشو میکنی.
اینجوری میشه که اونم فکر میکنه چقد رفتارت بچگونه س و بهت میگه اصن میدونی زندگی یعنی چی! و تو رو ناراحت میکنه با این حرف.
میببنی؟ همش سوء تفاهم.
اگه وقتی میومد روشن و واضح و آروم احساستو میگفتی حتی شاید از معذرت خواهی میکرد و حقو به تو میداد.
مثلا میگفتی بعد از این همه مدت دلم واست تنگ شده بود و واقعا دوس داشتم تایم بیشتری پیش هم میبودیم، انتظارشو نداشتم این همه ساعت تنهام بزاری.
اینجوری هیچ وقت حرفیم تو دلت نمیمونه که بخواد رو هم تلنبار بشه و حالتو خراب کنه و روح و روانتو به هم بریزه.
بعدشم عزیزم باید یاد بگیری که توی زندگی گاهی گذشت کنی و شرایطی که همسرت توش قرار میگیره رو درک کنی.