81aram مدیر عضویت: 1398/03/18 تعداد پست: 1505 عنوان شوهرم..... | مشاهده متن کامل بحث + 223654 بازدید | 1266 پست سلام دو روز پیش ک خونه ی مادر شوهرم بودم (عقدیم)شوهرم ی کاری واسش پیش اومد از ساعت ۴تا ۹رفت بیرون منم بامادرش تنها بودم و واقعا حوصلم سررفته بود وحسابی از دست شوهرم شاکی بودم ک منو تنهاگذاشته و رفته بیرون 1398/03/27 | 23:59 25 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
malakeeeehhhh عضویت: 1398/03/13 تعداد پست: 1268 من از برخورد بعضی واقعا تعجب میکنمخب درسته این خانم بطور صحیح ناراحتیش رو نگفته اما خب اون اقا اگ دلش پیش زنش موند چرا رفت پس؟؟کارش خیلی واجب بود ینی؟؟ ی صلواتبرای حاجتممیفرستی ممنون
narniya عضویت: 1396/06/22 تعداد پست: 1571 چه قدر به ادم سخت میگذره وقتی بامادرشوهر تنها دونفری باشیم حسه بدیه . من ک باهاش حرف مشترکی ندارم چراکشتیش؟؟؟خیلی حرف میزد،یعنی چی میشه بیشتر توضیح بدی؟؟؟. خیییلی حرف میزنی...
81aram مدیر استارتر عضویت: 1398/03/18 تعداد پست: 1505 اونم ک طاقت اشک منو نداشت منو کشید بغلشو و اشکامو پاک کرد ی ساعت پیش هم بودیم ی جورایی جبران کردم بعدشم چیزی نگفت گفت دیگه حاضر شو بریم دیره منم حاضر شدم و رفتیم تو مسیرم خیلی عادی باهم حرف زدیم انگار ک اتفاقی نیوفتاده
kzzbahar عضویت: 1397/11/06 تعداد پست: 3424 فداتشم،همه میگن ولی اونا خیلی بی احترامی میکنن و اذیت میکنن، خونه خریدیم خدا بخواد چند ماه دیگه میری ... انشالا بسلامتی عزیزممبارکتون باشه
باران78 عضویت: 1397/03/18 تعداد پست: 807 من 1سال با مادرشوهرم اینا زندگی کردم خواهر شوهر و برادرشوهرام ازدواج کرده بودن روزا همش با مادر شوهرم میرفتیم بیرون خرید یا حرم یا بستنی خوردن 😅 میشه یه صلوات بفرستی مشکل بابام با دعای شما حل شه 😔مرسی
81aram مدیر استارتر عضویت: 1398/03/18 تعداد پست: 1505 من از برخورد بعضی واقعا تعجب میکنم خب درسته این خانم بطور صحیح ناراحتیش رو نگفته اما خب اون اقا اگ ... میگفت برا دوستم مشکل پیش اومده باید برم پیشش خیلی بهم لطف کرده نرم زشته و این حرفا ولی خب اونم حق داشت
mrs_khosravi عضویت: 1398/03/21 تعداد پست: 855 اونم ک طاقت اشک منو نداشت منو کشید بغلشو و اشکامو پاک کرد ی ساعت پیش هم بودیم ی جورایی جبران کردم بع ... اولش طاقت اشك ادمو ندارن بعدش براشون مهم نيس..سر اين چيزا بحث نكن اينقد تو زندگي بحث پيش مياد هميشه مث اولا نيستن بيان ناز بكشن شايد بهترين نباشم..ولي حداقل خودمم🤗
hanaiiy عضویت: 1398/02/27 تعداد پست: 1220 من 1سال با مادرشوهرم اینا زندگی کردم خواهر شوهر و برادرشوهرام ازدواج کرده بودن روزا همش با مادر شوهر ... چه باحال
narniya عضویت: 1396/06/22 تعداد پست: 1571 من روزها و سالها تنهام باهاش😑😐😐😐😐😐 شبا شوهرم میاد حس تنفر پیدا نکردی بهش چراکشتیش؟؟؟خیلی حرف میزد،یعنی چی میشه بیشتر توضیح بدی؟؟؟. خیییلی حرف میزنی...
81aram مدیر استارتر عضویت: 1398/03/18 تعداد پست: 1505 بعد من اومدم خونه تا امروز ن زنگی بهم زده ن باهم چت کردیم
sogand1234 عضویت: 1397/12/19 تعداد پست: 6492 دقیقاااااااا..باهات موافقم..من همیشه اینجور وقتا هرکار بخوام بکنم به خودم میگم اگه همیچین کاری ... دقیقا بعد ازدواج باید اینو قبول کنی که خانواده شوهرمم دیگه جزیی از زندگی منن و اونم خانواده اونه چجوری من عاشق خانوادمم اونم اونارو دوس داره ی عمر بزرگش کردن حالا اونارو کلا ول کنه 😶😑 ❤Che khobe ke daramet
shadi_9271 عضویت: 1397/12/24 تعداد پست: 762 بعد من اومدم خونه تا امروز ن زنگی بهم زده ن باهم چت کردیم وا خب مگه حل نشد بینتون؟
81aram مدیر استارتر عضویت: 1398/03/18 تعداد پست: 1505 منم بهش زنگ زدم سرکار بود خیلی رسمی حرف زد و زود ب بهانه ی کار داشتن قطع کرد