2777
2789

من ی چند سال پیش نماز صبحمو خوندم گرفتم یکم بخوابم اتاق تاریکو روشن بود ی چیزی مثل هیکل آدم اما سراسر سیاه جلو دیدم دوباره رومو برگردوندم نبود..من چشمام ضعیفه عینکی ام اون روزم بدون عینک بودم گفتم حتما چیزی نظرم اومده...نامزدمم میگفت من یبار با یکی از این دوستام رفتیم امامزاده موقع برگشتن ی چیزی دیدیم دولا دولا راه میرف ی جور بدی راه میرفت اول فک کردیم آبیاره ازماشین پیاده شدیم صداش که کردیم و و دنبالش که کردیم یهو ی سرعت عجیبی گرفت و رفت..هردومونم دیدیمش و سریع پریدیم توماشینو فرار کردیم..ماه پیشم من خودم خواب بودم یکی انگار دم گوشم جیغ زد پاشدم از جام نزدیک بود گوشم کربشه...اما فک کنم خواب دیدم😑امیدوارم خواب دیده باشم...یبارم ۱۰ ۱۲ سالم بود ی مردو دیدم  از حیاطمون رد شد رفت تو اتاق پدرم..بعد پدرمو صدا زدم گفت کسی نیومده اینجاکه...

برای من که میشنوم،حرف زدن دیر نیست...

بچه ها ی سوال دارم تو رو خدا هرکی میدونه ج بده..من خونمون کاهگلی و قدیمیه..بعد اصلا تو خونمون تنها بشم خیلی ترس دارم..چند بارم پای دشمنام باز شده به خونمون شک دارم جادو جنبل کرده باشن برام..اصلا حس خوبی ندارم اینجا..وقتی میخوابم چشامو که باز میکنم چیزای عجیب و غریب نظرم میاند و تا برم هوشیارتر بشم ناپدید میشن...بعد من هر وقت میرم تو ساختمون نیمع کاره خودمون که نامزدم داره میسازه حسم خوبه..رو پشت بوم کبوتر داره نامزدم..چندجا شنیدم جایی که کبوتر باشه جن نمیتونه حضور داشته باشع..کلا حس خوبی داشتم و نمیترسیدم ترس بام نبود،آیا این حرف درسته بنظرتون؟

برای من که میشنوم،حرف زدن دیر نیست...

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بابام میگه قدیما اونایی که در طویله رو نمیبستن، اجنه میومدن سوار اسب میشدن تا صبح، یال اسبم طوری فر ...

دقیقا زدی تو خال..منم پسر داییم اسب داشت گاهی وقتا دمش بافته شده بود یال هاش هم همینطور اینقدر فشنگ بافته بودن آدم حض میکرد...بعد پسرداییم قسم میخورد من نبافتم اونا بودن..

برای من که میشنوم،حرف زدن دیر نیست...
تو ني ني سايت جنا تاپيك ميزنن كيا ادم ديدن تا حالا بعد اونا ميان خاطرات شمارو تعريف ميكنن كه ديدنتون ...

🤣🤣با حال بود

این پیج اینستا رو دوس دارم ،با استوریاش حالم بهتر میشهfuunclip2021@
من ی چند سال پیش نماز صبحمو خوندم گرفتم یکم بخوابم اتاق تاریکو روشن بود ی چیزی مثل هیکل آدم اما سراس ...

کبوتر خوبه اره

ولی انشالله اونجام چیزی نیست میخای برا ا ارامشت چخار قل بنداز گردنت کمکت میکنه عزیزم

الهی و ربی من لی غیرک
کبوتر خوبه اره ولی انشالله اونجام چیزی نیست میخای برا ا ارامشت چخار قل بنداز گردنت کمکت میکنه عزیزم

چهارقل رو مرتب میخونم..دلم میخواست کسی پیدابشه خداشناس باشه بهم بگه آیا کاری کردن برام یانه.و برام باطلش کنه...آخه گاهی اوقات میزنه به سرم دیوونه میشم..گاهی اوقات میترسم..همش حس میکنم کسی پشت سرمه..دلم آرامش میخواد..موقع ازدواجم خیلیا میخواستن سرنگیره و دشمن خیلی داشتم..میترسم از همونا..

برای من که میشنوم،حرف زدن دیر نیست...
بچه ها ی سوال دارم تو رو خدا هرکی میدونه ج بده..من خونمون کاهگلی و قدیمیه..بعد اصلا تو خونمون تنها ب ...

خدا دشمنات به حال خودش گرفتار کنه 

نگران نباش پناهی بزرگتر از خدا نیست 

آقایون درخواست دوستی ندین 

بعضی خونه ها سنگینن ما یه خونه ای بودیم هم خیلی سایه میدیدم رد میشد هم یکم عجیب میزد تازه ساختم بود ...

دقیقاخونه بابای منم اینجوریه من زمان مجردیم جرات نداشتم تنهابمونم بس که سنگین ووحشتماک میشد

احتمالا اهن و اینا واسه قدیم بود الان پیشرفته شدن🤣🤣🤣 ولی جدی من کلیپای واقعی و عجیب زیاد دیدم&n ...

اینا همش با ادیتورای فیلم به راحتی قابل ایجاد و تغییره

لطفا درخواست دوستی ندید

دقیقن همین 10 دیقه پیش ی دختره رو از پشت دیدم ک ی سیوشرت مشکی شال مشکی و شلوار مشکی تنش بود و از در ی ساختمان متروکه رفت تو ،بعد فک میکردم یکی ع دانشجوها باشه ک ممکنه رفته باشه با تلفن صحبت کنه ،اما بعید میدونستم تو این هوا و طوفان همچین چیزی باشه ب رفیقم زنگ زدم اومد تو حیاط گفتم وایسه برم نگا کنم اومد و من فلش گوشیو روشن کردم ی نگاه ب داخل ساختموم انداختم اما چیزی نبود 😐😬


من هیچوقت اعتقادی نداشتم تا امروز که تو جاده ای که بی دلیل تاریک بود داشتم از یه ماشین سبقت میگرفتم یه سگ ولی بزرگتر از حد معمولش بدون نگاه کردن به اطراف بدون تغییر سرعتش قدم زنون اومد یهو جلو ماشین 

سرعتم اونقدری بود که اگر میزدم بهش چیزی از هیچکدوممون نمیموند 

هنوز موهای تنم سیخ وایساده بعد ده ساعت

به سختی ردش کردم مادر و همسرم هم دیدنش بعد از ما چن تا ماشین دیگه هم پشت سرمون بودن انتظار داشتیم اونام یا بزنن بهش یا مثل ما ردش کنن اما هیچی پشت سرمون نبود 

هر سه نفرمون هم خونه که رسیدیم زبونمون حرکت کرد حرف زذیم  مشخصاتشو مثل هم دادیم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دختر_آرووم  |  13 ساعت پیش
توسط   بودلی  |  10 ساعت پیش