خاب دیدم یه مرد که اصلا نمیشناختم اوردن جلو در خونه ما کت و شلوار با کیف کاری تنش بود تو تابوت بود جلو در خونه ما دورش کفن پیچیدن اون مرده به من لبخند میزد گفتن کفنو رو لباساش میبندیم تا دیرتر از بین بره تعبیرش چیه صبح خابو دیدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.