الان ۴ساله ازدواج کردم ازاول عقدم تاالان...حتی مامانمم همیشه همینطوربودند..من پاتختی هاما شوهرم گف بذار توبانک وباهزارمکافات راضیش کردم طلابخریم
البته سکه..چون سکه ضررش کمتره
دوسال بعدباهمون سکه هاویکم وام یه طبقه خونه ساختیم ودادیم اجاره دوباره خریدیم وکسی نیازدشت دادیم بهش وگفتیم بعدسکه پس بده..خلاصه عجیب برکت دارشدوهی حل مشکل شد