سلام ، من با یه آقایی آشنا شدم البته نه دوستی و نه هیچ خواسته ای داره خیلی مودب و با اخلاق هست اهل کار و زندگی کمی هم مذهبی هست برخوردش و ادبش همه چی رو دوست دارم ولی فهمیدم تو عقد هست اصلا چیزی در این مورد بهم نگفته بود همیشه هم با احترام خیلی زیاد باهام صحبت میکنه شعر های عاشقانه با معنی میفرستاد. بعد از ساعت کاری دفتر با ماشین اسنپ کار میکنه ولی بخاطر اینکه وقت بزاره برای من چند روز اسنپ نرفت میگفت زندگی خرج داره ولی موضوعات با اهمیت تر هم هست. این موضوع که عقد بودنش رو پنهان کرده اصلا نمیتونم بفهمم چرا.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
فقط داریم حرف میزنیم. اونی که میخواد بگه "به من چه "باهاش موافقم .لطفا نظر نزاره. واقعا به تو چه .وقتت رو نلف من نکن.برو یه تاپیک دیگه که بهت مربوط باشه والله
روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
شاید از زندگیش راضی نیست نمیدونم آخه ، توی یه دفتری کار میکنه من اول بعنوان مشتری و ارباب رجوع چند بار مراجعه کردم این موضوع هم همکار خانومش بهم گفت نمیدونم شاید اون قصدی چیزی داشته. آخه خیلی آقای مودب و با شخصیتی هست.