2777
2789
عنوان

مادر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 528 بازدید | 49 پست
ای وای من اینجوری بگم که دعوا میفته خخخخ منم همش میگم مواظب خودتون باشید و اینا حس میکنم بیشتر خئشش ...

خب بنده خدا لذت ببر چقد ساده ای شما لذذذت ببر 

برای مادرم یک صلوات بفرستید و برای مادر شدنم هم یک دعای خیر کنید ممنونم فعلا باردار نیستم ولی تیکرم به همین زودی واقعی میشه😊
ارررره چرا ینجورین واقعا راهی نیست بهشون بفهمونه ادم دوس نداره غر غراشونو بشنوه 

منکه کلأ دیگه نسبت به حرفاش هیچ واکنشی نشون نمیدم ....هرچیزی هم که میگه کوتاه جوابشو میدم،وقتی دور هم نشستیم من سر صحبتو باز نمی کنم چون منتظره من یچی بگم از تو حرفام یه چیز بزرگ در بیاره

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من از یه جهت میگم پسرشه،بزرگش کرده حق داره.....اما وقتی رفتاراشو میبینم میگم حقققققششششه.......وقتی ...

درسته واقعا احترام مادرشوهر واجبه یه روز ما هم مادر شوهر میشیم اما اینکه بخوان زندگیو سخت کنن برا ادم من ئوست ندارم ماهم حق زندگی داریم باید بفهمن اولویت اصلی زندگی ما نیستن 

ای وااااای خیلی دیگه رو مخه پس اینجوری 

رو مخ مال یه لحظه شه منم اوایل حتی میبردمش درمانگاه اما الان میگه فلان جام درد میکنه میگیرمش به خنده و شوخی خودش میفهمه 

برای مادرم یک صلوات بفرستید و برای مادر شدنم هم یک دعای خیر کنید ممنونم فعلا باردار نیستم ولی تیکرم به همین زودی واقعی میشه😊
خب بنده خدا لذت ببر چقد ساده ای شما لذذذت ببر 

منظورم اینه همچین با ابو تاب از درداش میگه انگار ادم خوشش میاد مادر من جاییش درد بکنه هیچکس نمیفهمه

یادمه یه بار پای شوهرم اتفاقی خورد به انگشت مادر شوهرم ینی له کرد انگشتشو اینم یه قیامتی راه انداخت گریه میکرد چجور انگار چی شده بهش این رفتاراش رو مخه

درسته واقعا احترام مادرشوهر واجبه یه روز ما هم مادر شوهر میشیم اما اینکه بخوان زندگیو سخت کنن برا اد ...

خوب اونا هم یه موقعی عروس بودن باید مارو درک کنن،بعضی مواقع که کنار همیم آنقدر از خودش تعریف میکنه که دوست دارم خودمو بزنم😐من الم من بلم .....هر کاری که میکنی یه ایرادی میگیره،میرم خونشون ظرفارو میشورم بعد از من می ره هی میره باظرفا ور میره،غذا درست میکنم میگه چربه (در حالی که نیست خودش خششک درست میکنه),کلامن هرچی بگم اون اگه موافقم باشه برعکس میشه نظرش

درسته واقعا احترام مادرشوهر واجبه یه روز ما هم مادر شوهر میشیم اما اینکه بخوان زندگیو سخت کنن برا اد ...

کجا گفته احترام مادرشوهر واجبه ؟ معنی واجب خیلی سنگینه ها نگو این حرفو 

تیکر تولد دختر نازنینمه 
منظورم اینه همچین با ابو تاب از درداش میگه انگار ادم خوشش میاد مادر من جاییش درد بکنه هیچکس نمیفهمه ...

اوفففف بخدا من موندم این اطواراشون واسه چیه.....من دوسش دارم اما یه سری رفتار داره که کلأ دوست ندارم زیاد طرفش برم.

خوب اونا هم یه موقعی عروس بودن باید مارو درک کنن،بعضی مواقع که کنار همیم آنقدر از خودش تعریف میکنه ک ...

اره مادرشوهر منم دقیقا همینه خیلی از خودش تعریف میکنه از دستپختش از وسایلش منم خونشون اصلا غذا اینا درست نمیکنم دس نمیزنم به چیزی

مم ی سری شوهرم اومد نشست بغلم....هی میگفت چقد جای خوب ونرمی واین حرفا....مادرش دراوند گفت بفرما....ی روزی من عنشو میشستم الان بزرگ وخوب وآقا تحویل تو دادم😐😐😐منم بهش گفتم منم خانوادم بزرگم کردن الان خانوم وخوب وخوشکل تحویل شما وپسرتون دادن....بعد بهش گفتم الان منم دارم پسرای پسرتو  بزرگ میکنم فردا باید بازناشون حساب وکتاب کنم....

مم ی سری شوهرم اومد نشست بغلم....هی میگفت چقد جای خوب ونرمی واین حرفا....مادرش دراوند گفت بفرما....ی ...

خب همه برا بچشون زحمت میکشن مگه مارو از کوچه پیدا کردن چون تو جوونیاشون تمام زندگیشون بچه هاشون بوده اینجوری شدن زیاد با شوهراشون صمیمی نبودن و لذت نبردن 

مم ی سری شوهرم اومد نشست بغلم....هی میگفت چقد جای خوب ونرمی واین حرفا....مادرش دراوند گفت بفرما....ی ...

خوب گفتی.....مادرشوهرمنم وقتی تو جمع هستیم به منو جاریم میگه پسرای من خیلی خوبن ،هیچ جا مثل پسرام نیست و خوشتیپن واین حرفا....منم یه بار که دیگه خیلی داشت زیاده روی می کرد بهش گفتم مادر یجوری میگی انگار اومدیم در خونتون دخیل بستیم تا پسرتون بیاد مارو بگیره،اگه پسرات خوشگلو خوشتیپن ماهم از خوشگلی چیزی کم نداریم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز