مردی که متاهله و دوس پسر قدیمی من بوده و دست از سرم بر نمیداره رو باید چیکار کرد؟ تازه الان زنش چند ماهه زاییده. میگه دوسش ندارم مثه دوتا همخونه ایم. همش میگم کاشکی زنش بفهمه و اینم از ترسش دیگه سمت من نیاد. اما زنش یا واقعا مشنگه یا خودشو زده به کوچه علی چپ. حتی یه بار اومدم با یه اکانت فیک تو اینستا بهش پیام دادم که شوهرتو با یه دختر دیدم . زنش هر هر زد زیر خنده گف حتمن مادرشوهرم بوده. اخه یه زن انقد خنگ؟ تازه شوهرش خیلی ام تابلوعه. هرکی بود میفهمید.
خستم واقعا. مجبورم بزارم از این شهر برم تا بلکه این ادم پاک شه از زندگیم. میگه من فقط بخاطر بچم تو اون زندگی موندم. احساس میکنم چرت میگه. حرفاشو باور نمیکنم. گفتم یه تاپیک بزنم یه بارم این قضیه از اینور تعریف بشه. ب نظر شما حرفاش تا چه حد زر مفته؟ میشینه جلوم قسم میخوره حتی گریه میکنه که عاشق منه و نمیتونه بیخیالم بشه.قسم میخوره که حتی 9 ماهه با زنش نخابیده. اخه اون چ زنیه که شوهرش 9 ماهه باهاش رابطه نداشته و انقد ریلکسه؟ دوس دارم زنش بفهمهههههه و اینو بشونه سرجاش