سلام دوستان ، من پنج بار سقط داشتم، اولی و دومی سقط تو هفته های ۹و ۶ اتفاق افتاد با وجود ضربان قلب ،و سومی پوچ بود و خیلی طبیعی پریود شدم بدون دفع چیزی، بارداری چهارمم با استفاده از آمپول آنوکساپارین و قرص پردنیزولون و آسپرین تا هفته ۱۴پیش رفتم ولی کیسه آبم پاره شد و ختم بارداری، با وجودی که فکر میکردم دیگه ایندفعه از اون شرایط حاد گذشتم و حتما بارداریم به سلامت پیش میره، چهار روز تا رفتن به بیمارستان هنوز ضربان قلب داشت بدون حتی ذره ای آب،که با قرصی که بیمارستان برام کار گذاشتن نابود شد، خیلی داغون شدم ، برای بار پنجم رفتم پیش دکتر حنطوش زاده تهران برام یک سری آزمایش و عکس رنگی نوشت که همه رو انجام دادم ،تو عکس رنگی معلوم شد چسبندگی شدید دارم که با دو بار عمل هیستروسکوپی رفع شد و برداشته شد، تو آزمایش خون هم معلوم شد غلظت خون دارم و مشکل ایمنی بدن که گفتن آمپول آنوکساپارین و سرم ivig باید استفاده کنم و آزمایش ژنتیک منم ۲درصد مشکل کروموزومی داشت اونم کروموزوم ۱۳ که دکتر ژنتیک گفت اصلا به سقطات مربوط نیست، با این وجود برای بار پنجم باردار شدم ایندفعه علاوه بر آسپرین و آنوکساپارین و آمپول پروژسترون و سرمivig هر ۲۸ روز تا هفته ۱۵پیش رفتم و باز هم کیسه آبم پاره شد و اتفاق قبل تکرار شد در صورتی که در سنوگرافی دهانه رحمم کاملا بسته بود ، این هم تا لحظه آخر ضربان قلبش میزد، روز ای بدی رو گذروندم کلا داغونمو خسته، نمیدونم حکمت خدا چیه، چون دیگه امیدی به زندگی کردن ندارم، اومدم اینجا بنویسم شاید کسی با نظرش بتونه امیدی باشه برای ادامه دادن من به این راه، ببخشید اگر زیاده روی کردم در نوشتن.
عزیزم دکترت کیه؟ منم با الان ۴تا سقط داشتم که از اول قلب تشکیل میشه و. همه چیز خوبه بعد. یهو هشت هفته ایست قلبی میشه و با قرص و بدبختی سقط میکنم😞اخریشم دیروز فهمیدم با وجود. اسپرین و انوکسا ۶۰۰۰و سرم ای وی ای جی و پردنیزولون و یه عالمه داروی دیگه ، دنیا رو سرم خراز شده دیگه
منم دوتا جهش هتروزیگوت دارم،ایمنیمم بعضی فاکتورا لب مرزه، اما فوول دارو بودم و این شد. ، البته من رحمم تکشاخه نمیدونم تقصیر. از اونه یا چی، فقط دلم مرگ میخواد. دو روزه ، دیگه امید. ندارم
منم دوتا جهش هتروزیگوت دارم،ایمنیمم بعضی فاکتورا لب مرزه، اما فوول دارو بودم و این شد. ، البته من رح ...
به من گفتن نمیتونم زنده زایی بکنم و باید برم دنبال رحم اجاره ای ولی دکتر حنطوش بهم گفت با توکل بخدا به من اعتماد کن و الان مشغول خوابوندن نتیجه اعتماد هستم
خدایا چنان کن سرانجام کار/توخشنود باشی و ما رستگار