من انتخابم سزارین بود ، دو سال پیش با کلی سخت گیری که میشد همه راههایی که میشه نامه برای زایمان سزارین گرفت رو رفتم و نامه هم گرفتم برای اواخر آذر 95 چون دکترم الکی سزارین نمیکنه.
همیشه هم بهم میگفت سر بچه پایین هست و لگن خوبی داری و می تونی طبیعی زایمان کنی
من اما همین حالا با 35 سال سن از یه آمپول می ترسم و جیغ و داد و بیداد راه میندازم و گریه میکنم
اما خب قسمت این بود با همه ترس و واهمه ای که از زایمان طبیعی داشتم و ازش برای خودم یه غول بزرگ ساخته بودم زایمان طبیعی داشته باشم
کیسه آبم وقتی اواسط ماه 8 بارداری بودم پاره شد(اواخر آبان) و از پاره شدنش تا رسیدن به بیمارستان و بستری شدنو اومدن دکترم و زایمانم و دست گرفتن همه و همه شد یک ساعت و بیست دقیقه.
یه زایمان راحت داشتم، درد داشت جیغ داشت اما نه در حد تصور من به اندازه اون غول بزرگی که تو ذهنم بود. (البته از وزن کم بچه توی راحتی زایمان نباید غافل بود )، پسرم 2200 وزن داشت. (اگر یک ماه دیگه می موند خب با وزن بهتر دنیا می اومد)
برای منی که نه از لحاظ روحی و ذهنی و نه حتی جسمی (منظورم ورزش و پیاده روی و نرمش های مخصوص ) آمادگی شو نداشتم و مامای همراهی هم مثل بقیه نداشتم و فقط دکترم یه دکتر خیلی خوب و معروف بود ، این زایمان زایمان راحتی بود و همیشه فکر می کردم از پس طبیعی بر نمیام و می میرم سر زایمان
.
پیشنهادم بهت زایمان طبیعی هست.