دوستان معناشو گفتن.
یعنی وقتی دیده ی عاشق بر معشوق افتاد، به یک نه بلکه صد دل، دلباخته ی او شد و عنان از کف برید.
و یاد و نامش در دفتر ذهنش حک شد،
تا بر آن عارض زیبا نظر انداختهایم
خانهٔ عقل به یک بار برانداختهایم
و اینجاست که هیچگاه نظرش از رخ عاشق نرود؛
همچو هاروتیم دایم ، در بلای عشق زار
کاشکی هرگز ندیدی دیده ی ما ، روت را
کی شدی هاروت در چاه زنخدانش اسیر
گر نگفتی شمه ئی از حسن او ماروت را