اینایی که میگم واقعیه اما وقتی بهش فکر میکنم واقعا برام خنده داره😂
داستان از اینجا شروع میشه که هم اون مجردی زندگی میکنه هم من
کلا من بدشانسم چون یه بار دلمو زدم به دریا و گفتم براش نامه مینویسم میندازم پشت در خونش و اعتراف میکنم دوسش دارم😐💜
همون موقع که میخواستم برم رفیقش اومد بیرون گفت کاری دارین 😐
گفتم اومدم پشته بوم شما کاری دارین؟😐
خلاصه از همونجا فهمیدم قسمت نیست بیخیال شدم کلا😂😂😂
ایشون بچه مثبته و همیشه ماشینش تو پارکینگه (چون دلش نمیاد لاستیکای ماشینشو به اسفالت بکشه😐💜)
بچم اهل دختر بازی ام نیست هرکی شب میاد پشت در خونه دنبالش دختر خالشه😂😂😂
نه جدی دختر نمیاره بچه پاکیه😐💜
مامیشون خیلی لاکچری تاشیف دارن هر اخر هفته با سوناتا و ده پلاستیک میوه میان به شازده سر میزنن😂💜
معمولا جرعت رو به رو شدن باهاشو ندارم و یواشکی نگاش میکنم😭😐💜
ادم مهربونی بنظر میرسه مغرور که بله هست 😐💜
اینقددددد مثبته نهایتش ساعت یازده شب خونست (میگم که بخاطر ماشینه)
بچه خوشگلم هست مثه خودم😂😂😂😂(سقف ریخت)