2821
2789
عنوان

مادر شوهر

236 بازدید | 18 پست

سلام.

مادرشوهرم تو همه کارامون دخالت میکنه تو شغلش زندگی شخصیمون حتی بچه اوردنمون باید نظر بده دیگه خستم کرده.من خودم بچه دوست دارم با شوهرم تصمیم گرفتیم تابستون اقدام کنیم ولی مادرشوهر میگه بچه میخواید چکار بچه نیارید.یا شغل همسرم تولیدیه مدام دخالت میکنه از این مواد بگیر از اون اقا نگیر اون کارو بکن اون کارو نکن حتی تو رنگ موهامم دخالت کرد رنگ زیتونی بزار در صورتی که من خودم دودی دوست دارم هر جا هم بریم زنگ میزنه امار میگیره کجایید بیاید اینجا دارید چکار میکنید واقعا دیگه خسته شدم ازش من خودم ادمیم که به احدی دخالت تو زندگیم ندادم همیشه مستقل بودم ولی این زن...

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

مال منم همينه من اصلا محلش نميدم حرفاشم واسم هيچ ارزشى نداره

من پذيرفتم شكست خويش را/ پندهاى عقل دورانديش را...من پذيرفتم كه عشق افسانه است/ اين دل درد آشنا ديوانه است...ميروم شايد فراموشت كنم/ با فراموشى هم آغوشت كنم...ميروم از رفتن من شاد باش/ از عذاب ديدنم آزاد باش...آرزو دارم بفهمى درد را/ تلخى برخوردهاى سرد را...آرزو دارم خدا شادت كند/ بعد شادى تشنه ى نامم كند...آرزو دارم شبى سردت كند/ بعد آن شب همدم دردت كند...تا بفهمى با دلم بد كرده اى/ با وجود احتياج دست مرا رد كرده اى...ميرسد روزى كه بى من لحظه ها را سر كنى/ ميرسد روزى كه مرگ عشق را باور كنى...ميرسد روزى كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاى كهنه ام را مو به مو از بر كنى...😔
راهش اینه کار خودتونو بکنید و ذره ای برای حرف هاش و راهکارهاش اهمیت قائل نشید شوهرت هم موافقه با تو ...

با مادرشه.ولی من عصبانی میشم قهر میکنم طرفه منو میگیره

سال اول مادرشوهرم مدام مزاحممون بود. الآن کجایین؟ آدرسش دقیقا کجاست؟ کی باهاتونه؟ خانواده ی عروسمم هستن یا تنهایین؟ بیاین پیش ما آخر هفته ها. همین الآن پاشین بیاین. حتی خونشون غرب بود خونه ی ما شرق پا می شد می اومد پارکای دورو برخونمون که همین الان با ما بیاید پارک ولی ما می خواستیم با هم دو نفری باشیم. روزی ده بار زنگ می زد شوهرمو چک می کرد. ما فقط بی محلی کردیم و کار خودمونو کردیم. جواب سوالاشو مبهم دادیم و پیچوندیم الان خیلی این کاراش کمتر شده تا بخواد باز دخالت کنه ما روی خوش نشون نمی دیم و سردیم. ولی متاسفانه هنوز که هنوزه زورکی می برتمون مهمونی یا خودشو می خواد دعوت کنه 

  

مادرشوهر منم همینطوری بود..منم خ ناراحت میشدم..بعد یکی دوبار ک زنگ زد ب شوهرم و گفت این کار و انجام بده و اینا؛؛شوهرم گفت دخالت نکنید.من هرکار دوس داشته باشم میکنم..تا چن روزم جواب تلفنشو نداد..اونام دیگه فهمیدن نباید دخالت کنن

2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز