همیشه بچه بودم دوست داشتم ازدواج کنم هرچی سریع تر بزرگ شدم ولی حالم از ازدواج بهم میخوره😐مجردم تازه
یکی از دلایل آرامشم اینه که مهم نیست که دیگران چه فکری در موردم میکنن دیگران اگه فکر کردن بلد بودن یه فکری به حال خودشون میکردن. اگه با نظرام مخالف بودی روم ریپلی نکن چون من نظر خودمو دارم به کسی مربوط نی حتی شما دوست عزیز🤔 من اینجا دنبال شاد کردن شمام پس تو شادیاتون دعوتم کنید به تاپیکتون 😉 اگه دیدی دلت گرفته و کسی نیست باهاش درد و دل کنی و فک میکنی تنهایی بهم پیام بده من همیشه اینجام منتظر تو😊 شاید سنم کم باشه اما تجربه زیاد دارم 😎😁 در اخر (خنده برلب میزنم تا کس نداند درد من ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت 😊)
قبل عقدمون رفته بودیم باهم جواب آزمایشامونو بگیریم تو بین پیاده رو و خیابون پل نداشت میخواستم برم اونور پاشنه هامم بلند😂شوهرم دستمو گرفت از رو جدول پریدم با دست دیگش کمرمو گرفت دیگه هیچ بغلی مزه اونو نداد😂😂انگار محرم نباشی خوشمزه تره😂
😍😌متاهل وصدالبته متعهد هرآدمی باید یه باباطاهر تو زندگیش داشته باشه ک بهش بگه گل سرخم چرا پژمرده حالی بیا قسمت کنیم دردی ک داری بیا قسمت کنیم بیشش بمن دِه ک تو کوچک دلی طاقت نداری😍😘🤗😇
خوشم نمیاد پسرای این دوره یه جوری شدن خیلی تنبلن پسرخوب گیر نمیادکع
یکی از دلایل آرامشم اینه که مهم نیست که دیگران چه فکری در موردم میکنن دیگران اگه فکر کردن بلد بودن یه فکری به حال خودشون میکردن. اگه با نظرام مخالف بودی روم ریپلی نکن چون من نظر خودمو دارم به کسی مربوط نی حتی شما دوست عزیز🤔 من اینجا دنبال شاد کردن شمام پس تو شادیاتون دعوتم کنید به تاپیکتون 😉 اگه دیدی دلت گرفته و کسی نیست باهاش درد و دل کنی و فک میکنی تنهایی بهم پیام بده من همیشه اینجام منتظر تو😊 شاید سنم کم باشه اما تجربه زیاد دارم 😎😁 در اخر (خنده برلب میزنم تا کس نداند درد من ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت 😊)
وای من و شوهرم و مادرم و مادرشوهرم رفتیم آزمایش بدیم کلا تنها حرف بین من و شوهرم یک کلام صحبت نکردیم و جدا از هم ایستادیم کلا کله پوک بودیم آون موقع الآنم بهم میخندیم ...عقد بودیم من با شوهرم آمده بودیم خونشون بعد دیدم هیچ کس جزمادرشوهرم نیست که اونم میخواد بره خونه دخرش گفتم پس منم برسومی خونه پدرم خندید گفت کجا شوهرت گرسنه آیت نمیخوای براش ناهار درست کنی هیچی دیگه موندم ناهار درست کردم اونم از استرس زدم خراب کردم ولی خوردیم و خندیدیم اخرش بعد ناهار نشستیم رو مبل آمد بغلم کنه از رو مبل افتادم ههههه