2777
2789
عنوان

مشکل من

284 بازدید | 8 پست

سلام..خوانواده من هیچ رسمی ندارن که عید دیدنی و دید و بازدید برن ..ما فقط شب عید رفتیم خونشون..پدرم یک کلمه هم با شوهرم حرف نمیزنه اصلا‌...انگار کسیو نداریم...ولی خونواده شوهرم هنه جا میرن و دید و بازدید دارن و با من حرف میزنن و خوبن..یرادر شوهرم خونواده زنش همه جا میرن عید دیدنی و و به اونا هم میگن و باهاش حرف میزنن...شوهرم اینارو میبینه و مثل اینکه از من بدش میاد و دلش میخواد مث برادرش باشه یا اینکه خونواده من مثل خونواده خودش همه جا برن و حرف زن باشن و فلان....و من در این وسط دارم میسوزم‌.‌.بگین چکار کنم ک این فکرا رو از ذهن شوهرم پاک کنم...دیگه میخوام دست به خودکشی بزنم‌‌‌‌..یه ساله عروسی کردیم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم تو هبج تقصیری این وسط نداری بایدی به شوهرت بگی که خانوادتو تو نمیتونی عوض کنی و صرفا اخلاقشونه منطقی حرف بزن باهاش 

شوهرت از تو درخواستی داره یعنی جیزی میگه بهت از تو گله میکنه که چرا اینجورین؟🤔

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز