لطفاً خواهرانه و دوستانه راهنماییم کنید
به شوهرم از سرکار دیروز یک بسته سینه دو بسته ام رون دادن بودن
چون نامزدیم برده خونشون
گفته کاش خانمم بود میبردم خونه ی خودم مادرشوهرمم برگشته گفته باشه
سر شام دوباره برگشته گفته رضا اگه چیزی بدن میبری خونت اونم گفته آره
برگشته گفته بیارید اینجا من بپزم شما بخورید
اونم گفته مامانم اگه شد برای تو میگیرم اما من خودم فردا پس فردا میخوام بچه دارشم ما نمیخوایم خونه ی خودمون غذا بخوریم؟؟؟
اونم گفته باشه
چون قراره باهاشون توی یه ساختمون زندگی کنم با خودم میگفتم هر وقت چیزی دادن بدون اونا نخورم به اونام بدم
با اون نصف کنم
از طرفیم نمیخوام تبدیل به وظیفه شه که اگه فردا پسفردا چیزی دادن از اینکه آورده خونه با چون خودمون کم داشتیم به اونا ندادم برام قیافه بیان
چیکار کنم ببره اونجا یا بیاره خونهی خودمون؟
اینم بگم دستشون به دهنشون میرسه پدرشوهرمم هر ماه بهش یه مبلغ میدن میرن فروشگاه مواد غذایی میگیره