میدونید خانواده شوهرم ازم متنفرن درحدی که بهم تهمت زدن که شوهرم طلاقم بده از کارشون هم تاالان پشیمون نشدن اوایل شوهرم ازشون متنفربودم خب حقم داشت هم بخاطر اون حرفا هم بلایی که سرمن اومد بعد حرفا آرامبخشا از حال رفتنا خونریزی کردنا کابوسایی که تا الان ادامه دارن الان شوهرم خانوادش دیگه اونم دوست ندارن منم میخوام یه کاری کنم بگید درسته یا نه یا اینکه من خرم
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه
ببخشید شوهرم ازشون متنفربود خو فقط خواستن از دل شوهزم دربیارن منو هیچ حساب نکردن بعد الان دیدن شوهرم محلشون نداد موفق به طلاق من نشدن از اونم دست کشیدن
میخوام برم دعای محبت بگیرم اخه شوهزم الان داره غصه میخوره همش میگه انگار من بچشون نیستم و فلان خیلی تنها جز من هیچکیو نداره منم بخدا ازشون در حد مرگ متنفرما ولی دلم نمیاد شوهرمو ابنجور ببینم به نطرتون خرم؟