یبار تو خونه فامیلمون نشسته بودیم منو دختر خاله هام بچه یکی از فامیلامون ۳سالش بود پیشمون بود داشتیم حرف میزدیم یهو گوزید😂😂بعد ما داشتیم از خنده میترکیدیم بعد یهو برگشت کف بخاطر گوز من می خندید
مارو میگی سرررخ شده بودیم از خنده مامانم تو حیاط بود اومد داخل گف چی شده ما نفس کم اورده بودیم 😂
مامانم میگف صدای خندتون تا حیاط میرسه
الانم که دارم مینویسم ترکیدم از خنده
شاید تعریف کردنش جالب نباشه ولی اون لحظه خییلی خندیدیم