داشتم کارای گرفتن مدرکمو انجام میدادم بصورت تلفنی از طریق دانشگاه چند ساعتی بود که درگیر بودم خودمم اعصابم خورد شده بود جواب درست که به آدم نمیدن همش پاس کاری میکنن,اینم یکاره اومده تو اون وضع میگه پاشو ناهارمو بده منم گفتم برو خودت بریز بخور نمیبینی درگیرم