سلام من یه گزارش بدم از پریشب
که خریدها و خرد کردم و شستم و یه مقدار بسته بندی کردم یه مقدار چرخ کردم خلاصه تا ساعت سه بیدار بود
دیرو هم 9 و نیم بیدار شدم و با گردن درد شدید و سردرد
هر جوری بود بقیه مرغهاو.... رو بسته بندی کردم و چیدم
فریزر هم تمیز و مرتب کردم.
کلی ظرف شستم یکم خونه رو مرتب کردم
ولی گردنم بسیار درد میکرد و نتونستم کاری انجام بدم
فقط ناهار خوردیم شام آبگوشت بار گذاشتم
و قلم گوساله بار گذاشتم. تا بسته بندی منم برای ماه رمضان
به شوهرم گفته بودم 20 کیلو شیر بگیره اونم مایع زدم
یه دور لباس هم شستم و با شوهرم زنگ زدم زودتر بیاد
دیگه بنده خدا تا اومد شامو خرد و جارو برقی کشید و آشپزخانه رو تمیز کرد و کلی کار دیگه تا 1 مشغول بود
منم یک ساعت خوابیدم که باعث شد دیگه شب خوابم نبره و تا 4 و رفتم حمام و یه سفره شستم و یه پادری و حموم رو تمیز کردم. دوش گرفتم
آهان دیروز بعد از ظهر هم رفتیم پشت بوم و کمی پیاده روی کردم و بچه ها بازی کردن.
امروز هم 11 بیدار شدم
همسرم داشت صبحانه حاضر میکرد کمکش کردم با هم خوردیم و ایشون رفتن
منم لباس های شسته رو جمع کردم
رختخواب هارو جمع کردم
به گلام آب دادم و درستشون کردم
نمازمو خوندم
ناهار خوردیم
یه لیست غذا نوشتم برا ماه رمضان باید بشینم مرتبش کنم
خریدای میوه رو جابه جا کردم
قلمهای شتر و بسته بندی کردم
به قلم های گوساله چاشنی هاشو اضافه کردم
دیگه یادم نمیاد 😅🤪
چالش پیشبند و دستکش ✔️
چالش کتاب ❌😢
چالش نماز صبح ✔️(من یادم میره صبحا بیام گزارش بدم)
چالش رسیدگی به خود 🤪حرفی ندارم چون از گردن دردم مشخصه 🤦♀️
دیگه چالش چی داشتیم 🤔