سلام دوستان .من چندهفته ایه یه خاستگار غریبه برام اومده که دوجلسه اومدن خونمون و خیلی زیاد من و خانوادم رو پسندیدن..
ولی مادر من از پسره خیلی خوشش نیومد ولی اطرافیان خواهرو بقیه گفتن بهش فرصت بده و بببین چجوریه پسره و قرار شد چندبار بریم بیرون...
بچه ها پسره مهندسه و تک پسر و موقعیتش خوبه ، یچیززی که هست اینکه خیلی با من راحته!! چندبار چت کردیم و یبارم فعلا رفتیم بیرون جوری با من حرف میزنه انگار جواب مثبت دادم ....
مثلا رسمی نیست بامن...یبار اسمس داده سلام خوبی؟کی بریم بیرون؟
بهم نمیگه شما میگه تو!!
برعکس من باهاش خیلی رسمی صحبت میکنم که یبارم بهم گفت تو خیلی باادبی افرین به پدرومادرت که اینجوری تربیتت کردن!!!!!!!!!!!
برا من خیلی جالب نیست اینجور صمیمیت بی موقع...
دیشب بهش پیام دادم که شما چرا انقد با من راحت و صمیمی هستین؟ در جواب گفت من ازتو خیلی خوشم اومده و حتما بدستت میارم..
نظر شما چیه ؟ اگه شما جای من بودین چه حسی داشتین؟
ممنون میشم راهنمایی کنید