دیدین که من پیشنهادش رو دادم
پایه هم بودم هفته آینده رستِ همسرمه پا میشدیم میرفتیم اراک هم یه دوری میزدیم هم با ایشون یه توک پا میرفتیم تا مطب دندونای بچه اش رو درست میکردیم و میامدیم
اما ایشون به روش سامورایی منو پیچوند😐
من از خدا که پنهون نیس از شما چه پنهون پولی ندارم که محضِ رضای خدا به کسی بدم😐فقط با چکِ یه شخصِ معتبر میدادم
ایشون ثابت کردن پولی میخوان که دیگه پس ندن
دلم فقط برای اونایی میسوزه که از روی عواطف و احساساتِ مادرانه زود گول خوردن