فکرکردم که14ساله ازشهرم که پایتخت ذوق وهنره،اومدم یه بخش مرزی،چون تحصیلات، ثروت ،جایگاه شغلی اجتماعی ...
این ب من گفته بعد از سه الی پنج سال ک پول جمع کرد بریم شهراون واس همیشه ولی من خاطره خوبی ندارم تو جمعهای زنونه شون سعی کردم گرم بگیرم ولی همش بی ادبن میگن شوخیه شماها سخت میگیرین ولی من میفهمم خیلیاش متلکه بچه ک نیستم 😔
به نظرم یکم صبر کنین و برین پیش مشاور حتممممما.چون ازدواج دومتون هست شاید حساس شدین.یکم زمان بدین،به ...
مثلا من ب تمیزی خ حساسم شوهرم نه. رفتیم خونشون دیدم ماشین باباش کثیفه بیرونش توش. ماشین لباسشویی خرابه. خونه نصفه شبها سوسک بزرگ میاد روت. اگ همشهری بود میتونستم تحقیق کنم ولی شهردیگ مامانم نیومد گفت دوره برو.کمبود امکانات. هوای شرجی. متاسفانه من گرمایی ام شدید. موقع شرجی شدن از خونه بیرون نمیرفتم همش زیرپنکه.دلم نمیخاد دیگ برگردم اونجا. بهم سخت گذشت. تاحالا تحمل کردم خیلی چیزارو ولی تا وقتی بچه نباشه میشه جداشد با بچه دلم میسوزه گناه داره