2777
2789
عنوان

...یه قصه دارم...

| مشاهده متن کامل بحث + 37901 بازدید | 449 پست

عماد هم میشینه و با سنا صحبت می کنه که می تونه بمونه اینجا تا براش شوهر پیدا کنن که قطع به یقین یا کورن یا کچل یا زن باز یا باهاش بیاد تهران و  بشینه پای دار قالی  و روزیشو در بیاره و تو همون اتاق کار هم بمونه

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

لایک لطفا

🫂بلوچ و عرب و کورد تجزیه طلب نیستن😐 بلکه اونا سالهاس که لب مزرهای ایرانمون قربانی شدن 😑میدونی چه معادنی تو سیستان بلوچستان هستش ولی مردمش در نهایت فقر زندگی میکنن🤐 میدونی عرب ها بیشترین هزینه رو در جنگ تحمیلی متحمل شدن😭 الان اوضاعشون ....میدونی کوردها چه نسل کشی درشون رخ داده😭 میدونی بچه های روستاهای لب مرزیشون چقد قطع عضو و ناقص میشن😭 برای اینکه هنوز مینهای اون منطقه ها پاکسازی نشده😡 میدونی ....میدونی....میدونی بازم قضاوت نابجا میکنی 😡😡😡 امام حسین زیر بار ظلم نرفت❤️❤️❤️مهربونام اینا فقط مثالی از چند قومیت هستش وگرنه بختیاری و ترک و لر و ... مثل انگشتای یه دستن ایران با همه ،همه ی این قومیت ها ایرانه و بدون یکی از این ها ایران نمیشه دیگه 💙َ 💗💗💗💗💗💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖یه مادرم که رنج زیادی دیدم و عاشق مطالعه ام. بخاطر مشکلاات زندگیم و فرزندانم کوله باری از تجربه دارم‌. اگه راهنماییم مقید بود برای صالح بودن فرزندانم و عاقبت بخیریم یه صلوات بفرستین 💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝

اینم بگم این تنها دختری نبود که اونجا میموند یه دخترم بود که ۱۳ سالش بودو مادرشو از دست داده بود ...عماد به اونم تو همونجا کار داده بود و اونم شبو تو کارگاه میموند

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

سنا که وارد تهران شد کلا دنیاش عوض شد و شاداب تر شد ..دیگه فقط تو یه خونه زندانی نبود با چند تا زنانبان خشن...ددسته کارش سخت بود و بعضی موقع ها کمرو انگشتاش درد می گرفت و گاهی هم اتاق خیلی سرد می  شد و اون بخاری نفتی کوچیک جواب نمیداد ولی بااینحال بازم خوش بود

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

که براش یه خواستگار پیدا شد..از بچه های قالی باف بود یه پسر جوون مجرد..و خوش قدو بالا...هوای سنارو داشت و بهش می رسید و کم کم همه متوجه شدن محمد از سنا خوشش میاد

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

تا اینکه مادر محمد جلو اومدو سنا تمام حقیقت رو بهش گفت و مادر محمدم بعد شنیدن ازدواج و طلاق(..نگفت صیغه شده)

و بچه دار شدنش پشیمون شد و پا پس کشیو رفت کاری کنه که پسرشم کوتاه بیاد و

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

ولی محمد کوتاه بیا نبود و با مخالفت خانواده ها ازدواج کردن و یه اتاق کوچیک نزدیک کارگاه اجاره کردن و عماد هم تو خریدن وسایل کمکشون میکرد هرچند قلبا از این ازدواج شاد نبود چون از محمد مطمئن نبود

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

یکسال نگذشته دلواپسیای عماد به واقعیت پیوست..محمد معتاد بود به تریاک..و کار نمیکرد و یه جورایی می دید که عماد هوای سنارو داره مطمئین بود شوهرش یعنی اون رو ازکارگاه اخراج نمی کنه...سنا محمدو عاشقانه دوست داشت و خیلی زحمت می کشید ولی محمد اهل ترک کردن نبود...چند وقت بعد قند گرفت و زد به یکی از چشماش و یه چشمش از دسترفت..بعد اون خشن تزو بداخلاق تر می شد

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
آرامش جون دستت درد نکنه عزیزم از وقتی ک گذاشتی 😘😍ادامه بده

خواهش می کم گلم

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دختر_آرووم  |  13 ساعت پیش
توسط   بودلی  |  10 ساعت پیش